یادداشت

یمانی از یمن یا بصره

آیا‌یمانی‌‌از‌یمن‌است‌یا‌بصره؟
از جمله ادله هایی که تأیید میکنند که یمانی از یمن است:
دلیل اول: دلالت لفظ 《یمانی》 بر شخصیت یمانی
آنچه از کلمه《یمانی》 به ذهن متبادر میشود، انتساب این شخصیت به کشور یمن است، و تبادر علامت حقیقت است( در علم اصول ثابت شده) و چیز دیگری از این لفظ قابل تبادر به ذهن نمیباشد، و شخصی که عراقی باشد به هیچ عنوان نمیتوان موصوف به صفت یمانی شود مگر انکه استعمال مجازی باشد، و در استعمال مجازی نیز لازم است قرینه ای به کار گرفته شود تا معنا را از حقیقی به مجازی منصرف کند.
فلذا اطلاق لفظ یمانی بر شخص عراقی بدون به کار گرفتن قرینه ای که معنا را از حقیقی به مجازی منصرف کند، خطای در لغت و بلاغت محسوب میشود، و أئمه هدی از همچین خطاهایی مبرا هستند.
اضافه بر انچه گفته شد، سابقا عرض کردیم که روایات شخصیت یمانی موعود، اشاره جزئی به صفات ایشان دارند، و اگر مراد از شخصیت یمانی، انتساب ایشان به یمن نباشد، و قرینه ای هم وجود نداشته باشد که دلالت بر اراده مجاز بکند، در این صورت اطلاق کلمه یمانی بر شخصیت عراقی و … یک نوع عوام فریبی است، و در این صورت هیچ نشانه ای مشخص برای محل خروج یمانی موعود باقی نمیماند.
برخی از اتباع احمد بصری درباره توجیه عراقی بودن احمد، گفته اند که وصف یمانی، به معنای انتساب شخصیت یمانی به کشور یمن نیست، بلکه سبب این وصف، وابستگی یمانی موعود به 《یُمْن‌》 به معنای سعادت و فزونی است.
و در نتیجه این لقب، اشاره به صفت اعمال یمانی موعود میکند نه به انتساب این شخص به یک محدوده جغرافیایی خاص!!(1)1_ رایة الیماني الموعود أهدی الرایات ص ۷۸
ولی انچه برای مبتدیان علم ادبیات عرب واضح میباشد، این است که برای ساختن اسم منسوب، یاء مشدّد (یاء نسبت) را به اسم می افزاییم و حرف قبل از یاء را مکسور می کنیم.
فلذا چنانچه بخواهیم کسی را با صفت《یُمن》 موصوف کنیم، در این صورت باید به آن《یُمْني》 بگوییم نه یماني.
و حتی علمای أهل لغت هم در هیچ جایی نقل نکردند که عرب از لفظ 《یُمن》، کلمه 《یماني》 را بعنوان نسبت استفاده میکردند.

و باز هم اتباع احمد توجیهات دیگری جهت عراقی بودن احمد بصری مطرح میکنند:
میگویند همانطور که ممکن است لفظ یمانی به خاطر انتساب یمانی موعود به کشور یمن است، احتمالات دیگری نیز در این باره وارد است، همچون:
انتساب این شخصیت به یمین(راست) مقابل شمال( چپ) است، و سبب استعمال این نسبت ممکن است به خاطر وجود علامت یا هر چیز دیگری در دست راست او باشد که سبب تمایز ان از سایر مردم بشود.
و نیز امکان دارد که سبب این استعمال به خاطر این باشد که جایگاه یمانی موعود برای امام زمان علیه السلام ، همانند جایگاه دست راست برای انسان باشد، و به همین خاطر یمانی موعود به این نام معروف شده است.
و نیز امکان دارد که این نسبت به خاطر صفت کرامت و بذل و بخششی که در وجود یمانی وجود دارد استعمال شده است، زیرا بذل و بخششی که مورد رضایت خداوند متعال باشد،از آن بخشش به یمین (راست) در مقابل شمال( چپ‌) اطلاق میشود.
فلذامادامی که بیشتر از یک احتمال در مراد از کلمه یمانی وجود دارد، نمیتوان بدون هیچ دلیلی یکی را بر دیگری ترجیح بدهیم. ( جامع الأدلة:97)

جواب:
تمام مواردی که در بالا به عنوان احتمالات مراد از کلمه یمانی ذکر شده اند، صحیح نمیباشند مگر انتساب این شخصیت به کشور یمن، زیرا با توجه به انچه در بالا درباره اسم منسوب توضیح داده شد، چنانچه قائل باشیم که شخصیت یمانی منتسب به 《یُمن》 باشد، در این صورت باید به شخصیت یمانی موعود، ‌《یُمني》 بگوییم نه یماني!!
و نیز اگر یماني به 《یمین》 منتسب باشد‌، در این صورت باید به او 《یمیني》 گفت نه یمانی!!
و اما اینکه میگویند اطلاق کلمه یمانی به این شخصیت، به خاطر علامتی که در دست ایشان است، چنین چیزی نمیتوان از أئمه صادر شود، زیرا نوعی تنابز به القاب محسوب میشود و همچین چیزی از امامان معصوم علیهم السلام به دور است.
فلذا همه احتمالات مطرح شده درباره انتساب شخصیت یمانی صحیح نمیباشد، و لفظ حتما باید حمل بر معنای متبادر از ان شود، مگر آنکه قرینه ای وجود داشته باشد که معنای متبادر حقیقی از لفظ را به معنای مجازی منصرف کند،
و همانطور که سابقا توضیح دادیم، انچه از لفظ یمانی به ذهن متبادر میشود، انتساب این شخصیت به کشور یمن است، و در این مقام هیچ قرینه ای وجود ندارد که معنای حقیقی را به معنای مجازی منصرف کند.

و چنانچه حوادث نزدیک ظهور امام زمان علیه السلام، و شخصیتهای مؤثر در این وقائع را بخواهیم اینگونه تفسیر کنیم، در این صورت تشخیص همه این علائم و شخصیتهای مؤثر از توانایی انسان خارج است.
فلذا کلماتی که در روایات عصر ظهور وارد شده اند، همانند《خراسانی》 و《 سفیانی》 و《شام》 و《عراق》 و《کوفه》 و《مکه》 و《الجزیره》 و《فرات》 و《جیش》 و《رایات》 و … باید حمل بر معانی وضع شده بر انها و متبادر شده از انها بشوند، زیرا روایاتی که درباره عصر ظهور وارد شده اند، اکثرا هشداری است به مردم که مبادا در دام گمراهی و فتنه های آخر الزمان گرفتار شوند، و به همین خاطر ضرورت حکم میکند که این روایات عاری باشد از آنچه موجب انحراف در مسیر حق شود.

و الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین
صلوات ….

ارائه استاد عابس بن ابی شبیب

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن