" /> احکام ازدواج و طلاق بهایی - بهائیت
مقالات

احکام ازدواج و طلاق بهایی

احکام ازدواج و طلاق بهایی
     بنابر دستور “میرزا حسینعلی نوری” چنان که در اقدس تصریح کرده است: مقدار مهریه برای شهری ها ۱۹ مثقال طلای خالص، و برای روستائیان ۱۹ مثقال نقره می باشد
ازدواج و طلاق در بهاییت
      بر اساس استفتائات بهائیان از شوقی و عبدالبها درباره تعداد همسران ، بهائیان مکلف به قبول تک همسری  [۱]   شده اند  اگر چنین است چرا: در اقدس چنین حکمی و.جود نداشته  و براساس نص صریح داشتن ۲ زن در آن واحد جایز است [۲]
حداقل نام سه همسر برای  بهاء که از هرکدام هم فرزندانی داشته است در کتب تاریخ ثبت شده است [۳]
      شوقی به تقلید از عبدالبها تجدید فراش را ممنوع دانسته و می گوید این حکم مشروط به شرط محال است در حالی که در کتاب اقدس هیچ شرطی برای آن ملاحظه نمی شود آنچه در بند  ۶۳کتاب اقدس آمده است این است :ایّاکم ان تجاوزوا عن الأثنتین و الّذی اقتنع بواحده من الأمآء استراحت نفسه و نفسها. بر حذر باشید از دو همسر بیشتر نگیرید هر کس به یک زن اکتفا کند راحتی را برای خودش و همسرش طلب نموده است.
       عبدالبهاء در لوح مسیس روزنبرگ  : بنصّ کتاب اقدس در تزویج فی الحقیقه توحید است زیرا مشروط بشرط محالست و در حکیم داود: «امّا در خصوص تعدّد زوجات منصوص است و ناسخی ندارد …. من میگویم عدالت رادر تعدّد زوجات شرط فرموده‌اند تا کسی یقین بر اجرای عدالت نکند و قلبش مطمئن نشود که عدالت خواهد کرد متصدّی تزویج ثانی نشود چون حتماً یقین نمود که در جمیع مراتب عدالت خواهد کرد آنوقت تزویج ثانی جائز …. و عدالت بدرجه امتناع است» [۴]
      عبدالبها آنچه در قرآن درباره عدالت میان همسران آمده را می خواهد بنام بهائیت  مصادره نماید چرا که در حکم بهائی مربوط به تعدد زوجات هیچ نشانی از شرط اعم از محال و غیر محال وجود ندارد بلکه تنها یک امر ارشادی را درپی دارد که با توجه به اجازه تجدید فراش عقلاً لازم الاجرا نباید باشد
       نکته دیگر درباره ازدواج بهائی علاوه برلزوم رضایت زوجین در ازدواج رضایت والدین آنها نیز ضروری  است. یعنی برای تحقق یک ازدواج لازم است ۶ نفر رضایت نامه صادر کنند که جلب نظر موافق ۶ نفر در تعارض جدی با هدف مهم تسهیل ازدواج جوانان خواهد بود.
مهریه ازدواج در بهاییت
۱- مهریه در مسلک بهائیت از جایگاه مهمی برخوردار است بگونه ای که بدون ذکر مهریه، عقد باطل است.
۲- مهریه باید در مجلس عقد با حضور شهود از طرف زوج به زوجه به صورت نقد پرداخت گردد.
۳- مقدار آن بنابر دستور “میرزا حسین علی نوری” چنان که در اقدس (ص ۱۹، سطر ۲) تصریح کرده است: برای شهری ها ۱۹ مثقال طلای خالص، و برای روستائیان ۱۹ مثقال نقره می باشد. و اگر بخواهند بیشتر از آن قرار دهند باید ۱۹ تا ۱۹ ترقی کنند تا ۹۵ مثقال و نمی توانند تجاوز کنند اگر قیراطی از ۹۵ بالا رود و یا از ۱۹ مثقال کمتر شود جایز نیست.
اما حال اجکام طلاق را ببینیم
اگرچه ادیان ابراهیمی ، طلاق را امری منفور میدانند اما بالاخره امری است که لزوم آن برای جوامع انسانی قابل انکار نیست  وظیفه ارباب ادیان است که احکام متناسب با حقوق زوجین را بدون اجحاف به هریک از طرفین با استفاده از نصوص معتبر الهی وآسمانی پیامبر آئین خود  صادر و نازل نماید حال به این حکم بهایی توجه کرده و خود قضاوت کنید:
۱. به املای شوقی افندی آمده است: در لوح محفل روحانی ملّی ایران مورّخه سوّم شهر القدره سنه ٩٢ / نوامبر ١٩٣۵:
سؤآل در خصوص اجرای امر طلاق در صورتیکه بمیل زوجه حاصل آیا اخذ نفقه در مدّت اصطبار [۵] از زوج باید نمود یا نه؟
فرمودند بنویس در هر حال نفقه را باید زوج بر حسب حکم کتاب تأدیه نماید.
۲. یا این حکم از خود بهاءالله : و الّذی سافر و سافرت معه ثمَّ حدّث بینهما الأختلاف فله ان یؤتیها نفقه سنه کامله و یرجعها الی المقرّ الّذی خرجت عنه او یسلّمها بید امین و ما تحتاج به فی السّبیل لیبلّغها الی محلّها انّ ربّک یحکم کیف یشآء بسلطان کان علی العالمین محیطاً.[۶]
کسیکه با همسرش مسافرت کند و در بین راه با همسرش اختلاف پیدا کند لازم است و همسرش را با همراهی یک فرد امین به شهرش برگرداند به درستی که خدا تو هر گونه بخواهد حکم می کند به واسطه سلطنتی که بر تمام عالمین احاطه دارد.
در مورد اول که مرد بدون داشتن تقصیر موظف به تأمین مخارج زندگی زنی است که از این مرد متنفر است و در مورد دوم بدون توجه به فرد مقصر مرد محکوم به تأمین مخارج یکساله و نیز مخارج بازگشت آن زن و همراه او به جائی که با آن زن از آنجا خارج شده است میگردد [۷]
بهاء در اقدس (ص ۲۰، س ۲) می گوید: اگر میان زن و مرد کدورتی حادث شد مرد نمی تواند زن خود را طلاق دهد و باید یک سال صبرکند و ممکن است در این مدت رائحه دوستی و مهربانی در میان آنها استشمام بشود و چون یک سال گذشت مانعی ندارد طلاق بدهد.
نکات:
۱-اگر مرد عزم طلاق زنش را داشته باشد باید ۱۹ ماه کناره گیری نماید، اگر در خلال این مدت پشیمان گردید، و از عزم خود منصرف شد، به همان حال باقی خواهند ماند، و گرنه بعد از انقضاء ۱۹ ماه طلاق می دهد.
۲-هنگامی که طلاق واقع شد دیگررجوع به زوجه طلاق داده شده جایز نیست تا ۱۹ روزبگذرد وبعد ازآن می تواند رجوع کند.
۳-هر زنی را می شود ۱۹ مرتبه طلاق داد و سپس حرام ابدی می شود.
۴-طلاق در نزد بهائیان به دست هر دو از زن و مرد داده شده، و صیغه خاصی هم ندارد بلکه صیغه اش همان انقضای یکسال است. اگرانقضاء سال حاصل شود جدائی میان زن ومرد به خودی خود حاصل می گردد بی آنکه حضورشهود عدلین هم لازم باشد.
پی نوشت:
۱. گنجینه حدود و احکام، ص ۱۷۶.
۲. اقدس، بند ۶۳.
۳.محمدعلی ملک خسروی نوری، اقلیم نور، چاپ لجنه، تصویب تألیفات امری، ۱۳۳۷ شمسی، ص ۲۵۳.
۴. گنجینه حدود و احکام، ص ۱۷۶.
۵.از اصطلاحات احکام  ازدواج بهائی است که مفهومی شبیه به عده طلاق در فقه اسلامی دارد با این تفاوت که زمان اصطبار بیشتر از عده می باشد
۶. اقدس، بند ۶۹.
۷.به سوی حقیقت ،علیرضا روزبهانی ص ۱۰
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن