مقالات

پنطیکاستالیزم Pentecostalism

پنطیکاستالیزم Pentecostalism

مسیحیت سنتی، از یک سو خواهان استفاده از عقل و اندیشه در تبیین و تثبیت آموزه­های دینی است و از دیگر سو، در برخی اصول دینی، عقل را به کناری نهاده و اندیشه را از داوری در مورد آنها منع می­کند.
این دوگانگی در برخورد با عقل، واکنشهای متفاوتی را در پی داشته است. عموم مسیحیان در این موارد، رتبه ایمان را بر عقل مقدم دانسته و بر آنند که برای درک بسیاری از آموزه­های دینی باید ایمان آورد.
گروهی دیگر در مواجهه با عقایدی از این دست، دست از اعتقاد به مسیحیت شسته و آن را آئینی غیر قابل قبول شمرده­اند.
بعضی از مسیحیان نیز در مواجهه با آموزه­های مخالف با عقل، راه سومی را در پیش گرفته­اند. اینان معتقد به برتری و تقدم عقل هستند و بنابر این در مواردی که کتاب مقدس و یا کلیسا، آموزه­هایی مخالف با عقل را ارائه می­دهند به آسانی از کنار آنها گذشته و مردودشان می­شمارند.
قرن بیستم، شاهد موج جدیدی از برخورد با آموزه­های دینی بود. تجربه­های روحانی و معنوی به عنوان معیاری برای صحت اعتقادات دینی شمرده شد و بسیاری از مسیحیان، اعطای موهبتهای الهی را شاهدی محکم بر صحت آئین خویش بر شمردند و در حقیقت، تجربه­های کاریزماتیک[۱] را به عنوان جایگزینی مناسب برای عقل و اندیشه در امور دینی تلقی کردند.
پیش از پرداختن به نهضت پنطیکاستی، باید ریشه­های آن را در عهد جدید جست­وجو نمود. در این مجال، به این مهم خواهیم پرداخت.

عطایای روحانی در عهد جدید
در انجیلها به اشاره، از وعده ظهور آیات و عجایب، به دست ایمانداران، سخن به میان آمده است.
در انجیل مرقس از قول حضرت عیسی اینگونه نقل شده است که به شاگردان خویش فرمود:
«در تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید هر‌که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد و اما هر‌که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من دیوها را بیرون کنند و به زبانهای تازه حرف زنند و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلی بخورند ضرری بدیشان نرساند و هرگاه دستها بر مریضان گذارند شفا خواهند یافت».[۲]
کتاب اعمال رسولان نیز گزارشی از عطیه خاص روح­القدس یعنی سخن­گفتن به زبانها را ارائه کرده است:
«و چون روز پنطیکاست رسید، به یک دل در یکجا بودند که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پر ساخت وزبانه­های منقسم شده، مثل زبانه­های آتش بدیشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرار گرفت و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید، به سخن‌گفتن شروع کردند. … پس چون این صدا بلند شد گروهی فراهم شده در حیرت افتادند زیرا هر کس لغت خود را از ایشان شنید و همه مبهوت و متعجب شده به یکدیگر می‌گفتند: مگر همه اینها که حرف می‌زنند جلیلی نیستند؟ پس چون است که هر یکی از ما لغت خود را که در آن تولد یافته‌ایم می‌شنویم؟ … پس همه در حیرت و شک افتاده، به یکدیگر گفتند: این به کجا خواهدانجامید؟ اما بعضی استهزاکنان گفتند: که ازخمر تازه، مست شده‌اند پس پطرس با آن یازده برخاسته، آواز خودرا بلند کرده، بدیشان گفت: … این همان است که یوئیل نبی گفت که خدا می‌گوید: در ایام آخر چنین خواهد بود که از روح خود بر تمام بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوت کنند».[۳]
صرف نظر از این واقعه در کتاب اعمال رسولان، موارد دیگری هم از عطیه “سخن گفتن به زبانها” نقل شده است.[۴]

پولس و ادعای سخن گفتن به زبانها
در رسالات پولس نیز به این موضوع، بسیار پرداخته شده است. پولس خود از کسانی بوده که ادعا می­کند بیشتر از دیگران عطیه زبانها را دریافت کرده و به زبانهای غریب سخن می­گفته است.[۵]
از رساله­های پولس چنین بر می­آید که در آن زمان، سخن­گفتن به زبانها بسیار فراوان شده تا بدان­جا که پولس از مردم می­خواهد از سخن­گفتن این­چنینی پرهیز نمایند. چه اینکه هیچ­کس از سخنان گوینده، چیزی را نمی­فهمد. وی از مردم می­خواهد تا به جای آنکه به زبانهای ناشناخته سخن بگویند، با همان زبان مردم سخن گفته و عطیه روح­القدس را از طریق پیشگویی ابراز نمایند.[۶]
همچنین کسانی نیز مدعی آن شده بودند که می­توانند این سخنان (به ظاهر) بی­معنی را ترجمه کنند و از این رو، در کلیساها، برخی نیز وظیفه ترجمه این سخنان را بر عهده می­گرفته­اند.[۷]
به هر حال، مسیحیان در قرن بیستم، با استناد به همین گزارشها، سنت سخن­گفتن به زبانها را احیا کردند و به زودی این روش، طرفداران قابل توجهی پیدا کرد و عنوان پنطیکاستالیزم را برای خود برگزید.

پنطیکاستالیزم، یکی از فرقه­های پروتستان یا آیینی جدید و مجزا از پروتستان؟
یکی از سؤالات جدی و اساسی در مورد پنطیکاستالیزم آن است که آیا می­توان این مکتب را در تعریف پروتستانتیزم جای داد؟
تردیدها از آن روست که پنطیکاستالیزم از لحاظ پیدایش تاریخی مسیری کاملا متفاوت با پروتستانتیزم را در پیش گرفته است به گونه­ای که نمی­توان به روشنی مشخص کرد که آیا شاخصه­های مکتب پروتستان در این آیین وجود دارد یا خیر.
برخی بر این عقیده­اند که پنطیکاستالیزم را باید چهارمین شکل از مسیحیت در جهان امروز به شمار آورد و آن را پس از ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان، به عنوان مکتبی جدید، قلمداد کرد.[۸]
در مقابل، بعضی نیز این آیین را مشخصا جزء کلیساهای پروتستان بر شمرده­اند.[۹]

تولد پنطیکاستالیزم و توسعه آن
نهضت پنطیکاستی توسط “چارلز فاکس پرم[۱۰]” (۱۸۷۳ – ۱۹۲۹) و “ویلیام سیمور[۱۱]” (۱۸۷۰ – ۱۹۲۲) بنیان نهاده شد.[۱۲]
این نهضت در اثر تلاشهای سیمور که فعالیتهای خود را در لس آنجلس انجام می­داد تا حدود قابل توجهی گسترش یافت اما شهرت این نهضت در پی رواج داستانی مربوط به سخن­گفتن یک کودک به زبانها صورت پذیرفت.[۱۳]
در سراسر ایالات متحده، شایع گردید که در نهم آوریل ۱۹۰۶ یک پسربچه سیاهپوست آمریکایی زمانی که در جمع دعاکنندگان در مراسمی دینی در لس آنجلس روح­القدس را دریافته و به زبانها تکلم کرده است.[۱۴]
این داستان به طرز عجیبی در سراسر آمریکا منتشر گردید و مردم از سایر قسمتهای امریکا و کانادا به لس آنجلس سرازیر شدند تا موهبتهای روح­القدس را دریابند.[۱۵]
اهمیت این رخداد در گسترش این نهضت تا بدان­جاست که برخی این روز را سرآغاز تولد نهضت پنطیکاستی بر شمرده­اند.[۱۶]
نهضت پنطیکاستی به زودی روزنامه­ای به نام “ایمان حواری”[۱۷] را نیز منتشر نمود که به طور رایگان و در سطح گسترده­ای پخش می­شد و توانست سهم مهمی را در توسعه این نهضت ایفا کند.[۱۸]
به هر حال، این نهضت در طول قرن بیستم، توانست گسترش بسیاری یابد و حتی در برخی مناطق، به عنوان شکل نافذ و قدرتمند مسیحیت، مطرح گردد.
امروزه نهضت پنطیکاستی در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است. آمریکا، مکزیک، شیلی، سوئد، نروژ، بریتانیای کبیر، آفریقای جنوبی و روسیه از جمله این کشورها به شمار می­آیند.[۱۹]
همچنین آنها در آسیا از رشد و توسعه قابل توجهی برخوردار بوده­اند تا بدانجا که بر اساس آمارهای منتشره، پنطیکاستی­ها در آسیا بیشتر از تمامی کلیساهای مسیحیت توانسته­اند گسترش یابند.[۲۰]
برخی منابع اظهار می­دارند تعداد پیروان این نهضت در سال ۲۰۰۲ به طور تخمینی بالغ بر ۵۴۳ میلیون نفر بوده است و بر این اساس، ۲۶ درصد کل مسیحیان جهان را باید پنطیکاستی دانست. بعضی این کلیسا را در رتبه دوم و پس از کلیسای کاتولیک قرار داده­اند.[۲۱]

کلیسای کاتولیک و نهضت پنطیکاستی
با گسترده شدن نهضت پنطیکاستی، بحث در مورد امکان سخن­گفتن به زبانها و عطایای روح­القدس به کلیسای کاتولیک نیز راه یافت و در این کلیسا بحث و جدل در این باره میان عالمان کاتولیک در گرفت.
این نهضت تأثیر خود را