مقالات

فرقه ی اسني ها The Essenes

 

معنای لغوی
برخی معتقدند که اصل این کلمه از واژه یونانی Essaioi است و به معنای قداست است[1]. در عین حال برخی نیز معتقد هستند که اصل این کلمه به معنای طبیب است[2].

تمدن اسنی
اسنی­ها نام ساکنان یهودی منطقه قمران در کرانه دریای مرده است که حدود دو قرن پیش از میلاد تا سال 73 میلادی در آن جا می‏زیستند[3].
بر اساس آن چه در کتاب پلینی در مورد تاریخ طبیعی[4] آمده است، این گروه در حدّ فاصل شهر أریحا در وادی شمالی اردن و شهر عین جدی در كرانه جنوبی دریای مرده زندگی می‏كردند[5] و این قسمت همان منطقه­ای است كه خرابه­های قمران در آن واقع شده است.
پس از این كه یهودیان از بابِل[6] به فلسطین برگشتند، كاهنان توانستند مردم را به دین یهودیت (كه البته مطابق با تفسیر خاص آنان از تورات موسی بود) برگردانند و بر اساس همین تفسیر بود که کتاب­های خود را بازنویسی کردند. پس از آن كه کورش کبیر به یهود اجازه بازسازی معبد یبوسیان[7] در قدس را داد، این معبد مركز دینی كاهنان یهود گردید که شعائر دینی خود را در آن اقامه می‏کردند.
عبادت دین یهودی كه كاهنان به تبلیغ آن می‏پرداختند، مبتنی بر یك سری شعائر دینی بود (مهم­ترین آن قربانی­كردن بود) كه هر روز كاهنان معبد آن را انجام می‏دادند. یهودیان نیز موظف بودند قسمتی از درآمد خود را به عنوان هدیه به معبد بپردازند.
از آن جا كه صلاحیت عهده­دار شدن منصب كاهنی مربوط به طایفۀ خاصی بود، كاهنان طبقه اجتماعی خاصّی در اجتماع شدند كه از این طریق ثروت زیادی را اندوختند.
این طبقه اجتماعی، گروهی به نام صدوقیان[8] تأسیس كردند كه بازرگانان و اشراف را در بر می‏گرفت. اینان به وسیله دست­بردن در عبادت آن گونه که موافق میلشان بود در امور سیاسی جامعه دخالت می‏كردند. لذا این كاهنان عبادت خارج از معبد قدس را ممنوع كرده بودند و تنها راه عبادت حضور در معبد قدس بود كه همراه با دادن قربانی و هدیه به این كاهنان بود[9].
از اعتقادات این كاهنان، نابود شدن روح همراه با از بین­رفتن بدن بود و هیچ اعتقادی به قیامت و عالم پس از مرگ و موجوداتی از قبیل جنّ و ملك نداشتند. تورات را بر اساس سلیقه خود تفسیر می‏كردند و ضرورتی در به كارگیری عقل و منطق (هم چون قیاس عقلی) در این تفسیر نمی­دیدند[10].
در حالی كه صدوقیان، اعتقادات خود را بر پایه تورات و پنج سِفر آن (پیدایش، خروج، لاویان، اعداد، تثنیه) گذارده بودند و به كتابهای سایر انبیاء ‌بی­اعتنا بودند، اسنی­ها تعالیم انبیاء ر‌ا قسمت مهمّی از اعتقادات خود قرار داده بودند و به آن پای بند بودند[11].
هنگامی كه این تضادّ با صدوقیان منجر به درگیری با آنان گردید، ناگزیر از ترك شهرها و پناه­بردن به شهرهای كوچك و بیابان­ها شدند[12]. آنها عبادات خود را به صورت سرّی انجام می‏دادند تا از تعرّض کاهنان در امان باشند.
اعضای این گروه در سال های آغازین تاریخ میلادی در حدود 4000 نفر بوده­اند[13].
بر اساس گزارش پلینی، افراد جامعه قمرانی ازدواج نمی­کردند؛ اگر چه به طور کلی اصل ازدواج را زیر سؤال نمی­بردند. هم­چنین آن­ها فرزندان خردسال دیگران را به فرزندی قبول می­کردند و آن­ها را تحت تربیت و تکفل خویش قرار می‏دادند[14].
در عین حال، برخی از افراد این جامعه، عقیده داشتند ازدواج برای ادامه نسل بشر لازم است لذا همسری را اختیار می‏کردند تا برای آن­ها فرزندی بیاورد. در حقیقت هدف آن­ها از ازدواج کامجوئی و لذت­های بشری نبود بلکه هدفشان فرزند­دار شدن بود[15].
منتها هر دو گروه تلاش می‏كردند كه از لذّتها و شهوتهای زندگی دوری كنند و از اموال خود به نفع گروه دست می‏کشیدند[16].
آنها میان خود فقیر و پولدار نداشتند، چرا كه همگی در مالکیّت گروهی، شریک هم بودند [به همین دلیل اموال خود را میان خودشان توزیع می‏كردند][17].

اعتقادات اسنی ها
بر اساس نوشته­های قدیمی، اسنی­ها به معاد و حساب روز قیامت ایمان داشتند و با آنکه از یهودیان به شمار می‏رفتند اما بر خلاف سایر یهودیان [زمانِ خود] از دادن قربانی به معبد قدس خودداری می‏كردند.
آنها معتقد بودند كه وجود مادّی انسان، همان بدن اوست و این وجود، موقت و زوال پذیر است. از نگاه آنها، زندگی واقعی همان زندگانی روحی انسان شمرده می‏شد و به همین دلیل اینان از مرگ باكی نداشتند.
بر همین اساس است كه خیلی از محققان و پژوهش‏گران، اسنی­ها را گروهی «یهودی، مسیحی» می‏دانند[18].

آئین­های اسنی
افراد این گروه لباس سپیدی بر تن می‏كردند و صبح زود از خواب برمی خواستند تا نماز صبح خود را بخوانند. پس از فراغت از نماز به سراغ كار خود می‏رفتند كه معمولاً كار كشاورزی بود. آن گاه نماز دوم خود را قبل از غروب آفتاب می‏خواندند. پس از آن نیز شامی مختصر كه از نان و یك نوع از انواع سبزی بود، تناول می‏كردند[19].
آن­ها غذای خود را به صورت دست جمعی تناول می‏کردند تا بر اساس آن چه که خود بیان کرده­اند «تا همگی با یک دل و یک جان به سوی خدا متوجه شوند[20].»
پاک شدن با آب قبل از خواندن نماز از مهمّ ترین عادت­هائی بود که اسنی­ها به آن پای بند بودند[21].
پیوستن به این گروه آسان نبود. زنان به هیچ وجه امكان پیوستن به این گروه را نداشتند. كسی هم كه مایل بود عضو این جماعت شود، یك سال تحت نظر بود تا صلاحیتش به وسیله دستوراتی كه به او داده می‏شد، ثابت شود. اگر از این مرحله موفق بیرون آمد 2 سال همراه این گروه در برخی عبادات و اعمال مشاركت می‏كرد و پس از گذراندن این سه سال، عضو رسمی گروه اسنی­ها می‏شد[22].
یک­سوم شب را به خواندن كتابهای مقدس خود و فراگرفتن شریعت مشغول می‏شدند[23] که در کنار تورات، کتاب­های انبیاء گذشته (به ویژه سفر إشعیا) را در بر می‏گرفت.
تفسیر كتاب مقدس هم به نحو تفسیر مجازی و تمثیلی بود و نه تفسیر حرفی. لذا حقیقت كلام آنها را جز كسی كه با فرهنگ و تعالیم آنها آشنا باشد، نمی­فهمد[24]. همچنین، از مهمترین اسرار این گروه نام ملائكه­ای بود كه حفظ نامشان بر آنها لازم بود[25].
اختلاف میان عیسویان و صدوقیان به ظهور گروه جدیدی به نام فریسیان[26] انجامید که اعتقادات میانه­ای نسبت به این دو گروه داشتند.
كاهن در بین این جماعت بالاترین مرتبه را داشت. لذا هر تجمّعی (كه بیش از ده نفر بود) بدون حضور كاهن منعقد نمی­شد.
تصمیم­گیری در این گروه، فردی نبود بلكه بر اساس نظام شورائی بود و به این نحوه جلسه شورا منعقد می‏گردید كه مسائل برای اظهار نظر مطرح می‏شد و هر عضوی این حق را داشت كه نظر خود را بیان كند و در نهایت رأی­گیری می‏شد. پس از این كه مجلس كاهنان تصمیمی را می‏گرفت این تصمیم مقدّس تلقی می‏شد به نحوی كه مخالفت با آن جائز نبود. كاهن در بین این جماعت بالاترین مرتبه را داشت. لذا هر تجمّعی (كه بیش از ده نفر بود) بدون حضور كاهن منعقد نمی­شد.
تصمیم­گیری در این گروه فردی نبود بلكه بر اساس نظام شورائی بود و به این نحوه جلسه شورا منعقد می‏گردید كه مسائل برای اظهار نظر مطرح می‏شد و هر عضوی این حق را داشت كه نظر خود را بیان كند و در نهایت رأی­گیری می‏شد[27].

معلم راستین
از نوشته­های جامعه قمرانی که در نیمه قرن بیستم در این منطقه یافت شد، این نكته استفاده می‏شود كه این گروه استادی داشتند كه به او «معلم راستین» می­گفتند و در عاقبت او كشته می­شود. وی در پیش از قرن دوم قبل از میلاد می­زیسته ولی تاریخ زندگی او و زمان كشته­شدنش مشخص نشده است. هم­چنین از این نوشته­ها روشن می­شود كه سبب مرگ او كسی است كه از او به كاهن بد­اندیش تعبیر شده است[28].

 

 

 

 

نویسنده : محمد مهدي كاظمي
منبع: سایت پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن