مقالات

پیوریتانیزم Puritanism

هنری هشتم، پادشاه انگلستان از همسر اول خویش دارای فرزند پسر نشد و همین مسأله تشویش خاطر او را به دنبال داشت چرا که نداشتن فرزند پسر، به معنی انتقال قدرت از خاندان وی به دیگر اشراف انگلستان بود.
به دنبال این مسأله، وی همسر نخست خویش را طلاق گفت و با زن دیگری ازدواج کرد. پاپ وقت، به این کار هنری عکس العمل شدیدی نشان داد و حتی او را تکفیر کرد.
طرد هنری از کلیسای کاتولیک، او را به فکر جدا کردن کلیسای کشورش از کلیسای کاتولیک نمود.
بنابر این او در سال 1534 میلادی، اعلام داشت که در انگلستان، پادشاه، مقام عالی و رهبر کلیسای این کشور به شمار می¬آید و از این زمان به بعد بود که دست پاپ از کلیسای این کشور کوتاه گردید.
این مسأله به مذاق مردم انگلستان که دل خوشی از کلیسای کاتولیک نداشتند بسیار خوش آمد. البته علی¬رغم آنکه کلیسای انگلستان از کلیسای کاتولیک جدا شده بود اما هنوز بسیاری از آداب و رسوم دینی و آموزه¬های اعتقادی این کلیسا در کلیسای انگلیکن وجود داشت و همین مسأله برای برخی از موافقان تندروی اصلاحات خوشایند نبود.
آنان ادعا می¬کردند که هنوز تکه کهنه¬های پاپی فراوانی در کلیسای انگلستان وجود دارد. آنان به دنبال این بودند که کلیسا را بر اساس کتاب مقدس پاکسازی کنند چه اینکه آنان، کتاب مقدس را قانون خطاناپذیر ایمان و زندگی می¬دانستند.
به زودی این اصلاح¬گران به همین دلیل (و همچنین به خاطر عواملی دیگر که به آن خواهیم پرداخت)، راه خود را از کلیسای انگلیکن جدا کردند.

عنوان این نهضت
بنایانگذاران نخستین این نهضت برای خویشتن عنوان “خداپرست” را برگزیده بودند اما این نام هرگز شهرت نیافت. مخالفان آنها برای آنان لقب پیرایشگر را انتخاب کرده بودند و همین لقب در مورد آنان شایع و مرسوم گردید.

پیدایش نهضت پیوریتانیزم و عوامل آن
پیوریتانیزم، نهضتی است که نمی¬توان برای آن تاریخ تأسیس دقیقی را مشخص کرد. این عنوان به طور کلی در بر گیرنده¬ی طیف¬های مختلف فکری¬ای بود که دارای وجوه اشتراکی مانند اعتراض در مورد اصول اعتقادی، الهیات سیاسی، اصلاحات اجتماعی و حتی آداب نماز بودند.
از مهمترین عوامل جدایی پیوریتنها می¬توان در درجه نخست به نارضایتی آنان از کلیسای تازه تأسیس انگلیکن اشاره کرد چرا که از نگاه آنان، ریشه¬های کلیسای کاتولیک در این کلیسا نیز وجود داشت.
علت مهم دیگر نارضایتی این گروه، ادعای تفوق پادشاه بر کلیسای این کشور بود.
ماجرا از این قرار بود که ملکه الیزابت اول، در سال 1563 دستور تشکیل شورایی را داد که نهایتا سند اعترافی¬ای به نام اصول 39 گانه را به وجود آورد.
بر اساس این سند، شوراهای عمومی کلیسایی نمی¬توانست بدون دستور و خواست حکومت تشکیل شود.
همچنین پادشاه انگلستان صاحب قدرت اصلی معرفی گردید به گونه¬ای که همه قدرتهای این کشور چه کلیسایی و چه مدنی، می¬بایست زیر نظر پادشاه باشند و فرمانروای انگلستان، بر همه سرزمین¬ها و مراتبی که خدا او را در مورد آنها مسئول قرار داده است – چه کلیسایی و چه دنیوی – حکومت می¬کند.
ناراضیان به رهبری فردی به نام کارت رایت از اهالی کمبریج علم مخالفت را برداشتند. آنها مخالف هر گونه کنترل مذهب توسط دولت بودند و به این هم قناعت نکرده بلکه به دنبال آن بودند که حکومت را زیر دست کلیسا قرار دهند.
این مسأله، برای حاکم وقت یعنی الیزابت خوشایند نبود چرا که جایگاه او را مورد مناقشه قرار می-داد. همین دیدگاه خاص پیوریتنها سبب مخالفت شدید حاکمان با آنها گردید و از آن پس پیروان این فرقه، مورد آزار و اذیت حکومتها قرار گرفتند.

موفقیت این نهضت و ظهور پیوریتنهای استقلال طلب
علی رغم مخالفت حکومت با این نهضت، به زودی پیوریتنها توانستند از جایگاه محکمی در میان مردم برخوردار شوند و حتی موفق گردیدند در دانشگاه کمبریج نفوذ کرده و تفکرات خویش را در این دانشگاه حاکم نمایند.
این موفقیت¬ها ظهور فرقه دیگری را نیز به دنبال داشت؛ فرقه¬ی که دیدگاههای تندتری داشت و به استقلال طلبان شناخته می¬شد.
در حالی که اکثر پیرایشگران در مراسم کلیسایی شرکت می¬کردند، این گروه از شرکت در مراسم مربوط به کلیسای انگلستان خودداری می¬کردند و همین مسأله واکنش شدید الیزابت را به دنبال داشت.
رهبر این نهضت جدیدتر، فردی به نام جان رابینسون بود. او معتقد بود که هر کلیسای محلی باید کاملا مستقل باشد و حق انتخاب معلمان و واعظان را به صورت کاملا مستقل داشته باشد. او بر آن بود که کلیسایی که تحت کنترل سیاسی باشد کلیسای حقیقی محسوب نمی¬شود.
الیزابت نیز در واکنش به فعالیت¬های آنان، در سال 1593 قانونی را علیه آنها به تصویب رساند. به موجب این قانون، پیوریتنها در صورت شرکت نکردن در مراسم کلیسای انگلستان محکوم به زندان می¬گردیدند.
آزار و شکنجه پیروان این نهضت، سبب گردید تا اعضای آن متواری گشته و به کشورهایی مانند هلند بگریزند.

متفکران برجسته این نهضت
گذشته از شخصیتهایی که بدانها اشاره گردید، همچنین می¬توان به دیگر متفکرانی از این نهضت اشاره کرد که سهمی مهم را در توسعه و گسترش آن ایفا کردند. ویلیام پرکینز (1558 – 1602)، ویلیام ایمز (1576 – 1633)، جان اوون (1618 – 1683) و جاناتان ادواردز (1703 – 1758) از جمله این شخصیت¬های مشهور و تأثیر گذار شمرده می¬شوند.

ویژگی¬های اعتقادی پیوریتنها
این مذهب، کتاب مقدس را بدون هر گونه سنت کلیسایی یا اصول ایمانی اخذ می¬کند.
پیوریتنها در این مسأله که کتاب مقدس، باید معیار عمل برای کلیساها باشد با لوتریها و انگلیکنها هم-عقیده بودند اما تفاوت مهمی نیز با این دو مذهب داشتند. لوتریها و انگلیکنها، هر کاری که در کتاب مقدس منع نشده بود مجاز می¬شمردند؛ این در حالی بود که از نگاه پیرایشگران، مسیحیان تنها اجازه داشتند به اعمالی بپردازند که در کتاب مقدس به آنها پرداخته شده و به آن امر شده است.
بر همین اساس، آنان بر آموزه¬هایی مانند گناه اصلی، تباهی مطلق، نجات و تبرئه از طریق ایمان و سرنوشت تأکید داشته¬اند.
از نگاه آنان، انسان کاملا به فیض خدا تکیه دارد و از این رو شعار توبه از نگاه آنها کاملا بی¬معنی شمرده می¬شد.
این مذهب همچنین به خاطر زندگی زاهدانه¬اش به طور ویژه¬ای ممتاز است. اما زهد در این مکتب، تفاوت شایانی با مفهوم زهد در کلیسای کاتولیک دارد. این مکتب نه با دیر میانه¬ای دارد و نه پیمان تجرد را می¬پذیرد. راه حل انکار دنیا از طریق ترک آن با سرشت این مذهب کاملا ناسازگار است. تنها راهی که از نگاه پیوریتنها قابل پذیرش است انکار لذات دنیوی است.
پیوریتنها که در میان اصلاح¬گران بیش از همه با کلیسای کاتولیک به مخالفت برخاسته بودند با آداب و رسوم این کلیسا به شدت مبارزه می¬کردند.
آنان به شدت خود را از مظاهر بی¬ایمانی (البته به اعتقاد خویش) دور می¬کردند؛ مسائلی از قبیل ردای کشیشان، مجسمه سازی، کشیدن صلیب (منظور رسم صلیب فرضی بر بدن است که مسیحیان معمولا آن را در موارد مختلف انجام می¬دهند)، استفاده از آب تقدیس شده و سایر آیینهای مذهبی و همچنین قرار دادن محراب (یا میزی که بر آن نان و شراب قرار داده می¬شود) در کلیسا.
آنها همچنین با گرامی¬داشت برخی روزهای خاص برای مقدسان، بخشایش گناهان از سوی کشیشها، رسم پدر خواندگی در مراسم تعمید (تعیین پدر و مادر تعمیدی که در برخی کلیساها از جمله کلیسای کاتولیک، مرسوم است) و زانو زدن هنگام مراسم عشای ربانی مخالفت می¬کردند.
برخی از آنها بر احترام روز شنبه و لزوم اجتناب از کار و مسافرت و تفریح نیز تأکید می¬ورزیدند و می¬گفتند در این روز تنها باید به عبادت پرداخته شود.

پیوریتنها و جبرگرایی
پیوریتها از لحاظ الهیاتی، عموما جبرگرا شمرده شده¬اند. جاناتان ادواردز ، الهی¬دان بزرگ پیوریتن آمریکا در قرن هجدهم در این باره می¬نگارد:
«پیوسته از کودکی ذهنم به این نظریه حاکمیت خدا اعتراض داشت که می¬گوید: خدا هر کس را بخواهد برای حیات ابدی بر می¬گزیند و هر که را بخواهد رد می¬کند و آنان را تا ابد در هلاکت رها می¬سازد و به طور دائم در جهنم عذاب می¬دهد. این عقیده نزد من نظریه¬ی وحشتناکی جلوه می¬کرد اما به خوبی زمانی را به یاد می¬آورم که دیدم درباره این حاکمیت خدا و عدالت او در رها کردن ابدی انسانها به گونه¬ای که مطابق حاکمیت دلخواه او باشد، متقاعد شده¬ام و از آن رضایت کامل دارم… از آن روز تا کنون در مورد نظریه حاکمیت خدا تغییر شگفت آوری در ذهنم پدید آمده است به گونه¬ای که در کاملترین معنا، تقریبا هیچ وقت، اعتراضی را بر ضد این نظریه پیدا نکرده¬ام که لطف خدا به کسی نشان داده خواهد شد که او بخواهد و از کسی منع خواهد شد که او بخواهد».

پیوریتانیزم، زمینه به وجود آمدن کاپیتالیسم
تحقیقات اخیر دانشمندان، نشانگر آن است که پیوریتانیزم تا حد زیادی موجب به وجود آمدن نظام سرمایه¬داری بوده است.
نگاه خاص آنان به عهد قدیم و این آموزه که ثروتمندان، نشانه¬ها و آیات برکت خداوند بر روی زمین هستند موجب توجه آنان به تلاش برای کسب ثروت گردید.
از دیگر سو، قطع وابستگی آنها به لذات دنیوی موجب تجمع و انباشت سرمایه گردید.
آنان به تبعیت از کالونیسم، ربا را که کلیساهای کاتولیک و لوتری با آن به شدت مخالفت می¬کردند مجاز شمردند.
ورود این ناراضیان، به مناصب دولتی انگلستان و همچنین دانشگاهها که تا سال 1828 همچنان پا بر جا بود، زمینه ساز توجه آنان به مشاغل دیگر و ورود به عرصه صنعت و تجارت بود که موفقیتهای مالی آنان را به دنبال داشت.

 

 

 

 

نویسنده: محمد ضیاء توحیدی
منبع: سایت پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن