" /> نظر اسلام و مسيحيت در مورد كشته شدن حضرت عيسي(ع) چه مي باشد؟ - مسیحیت
پرسش و پاسخ

نظر اسلام و مسيحيت در مورد كشته شدن حضرت عيسي(ع) چه مي باشد؟

مي خواستم ببينم كه نظر اسلام و مسيحيت در مورد كشته شدن حضرت عيسي(ع) چه مي باشد؟ چون اگر اشتباه نكنم ما مسلمان ها معتقديم كه حضرت عيسي(ع) از نظرها ناپديد گشت و با امام زمان(عج) رجعت مي كند.
در قرآن كريم آياتي درباره حضرت عيسي وارد شده كه نه مرگ آن حضرت را مشخّص مي سازد و نه حيات كنوني او را تأييد مي كند و سرانجام دربارة سخن يهوديان كه معتقد بودند آن حضرت را به دار آويختند و او را كشتند چنين مي فرمايد نه او را به دار آويختند و نه او را كشتند. حق تعالي به حضرت عيسي نويد رهايي او از چنگال دشمنان را چنين خاطرنشان مي سازد: «إذ قال الله يا عيسي إنّي مُتوفّيك و رافعك إليّ و مطهّركَ من الّذين كَفروا و جَاعِلُ الّذين اتّبعوكَ فَوقَ الّذين كفروا إلي يوم القِيمة ثمّ إليَّ مرجعكم فأَحْكُمُ بينكم فيما كنتم فيه تَخَتلِفون» آل عمران/55 ؛ [اي عيسي من تو را برمي گيرم و به سوي خود مي برم و از كساني كه كافر شدند پاك مي سازم و كساني را كه از تو پيروي كردند تا روز قيامت برتر از كساني قرار مي دهم كه كافر شدند.سپس بازگشت همة شما به من است و در ميان شما در آنچه اختلاف داشتيد داوري مي كنم.]
بنابراين، خداوند در حال حيات حضرت عيسي(ع) به او خطاب مي كند كه من تمامْ حقيقت تو را مي گيرم: «إنّي متوفّيك» (آل عمران/ 55) ، ولي معلوم نيست اين توفّي و اخذ تامّ قبلاً رخ داده يا در آخر الزّمان رخ مي دهد؟!؛ چنان كه معلوم نيست مراد از «رافعك إليّ»، يعني تو را به سوي خود مي برم، اين است كه فقط روح تو را بالا مي برم، يا روح و جسم هر دو را؛ چنان كه مسيحيان مي گويند: عيسي كشته شد و دفن گرديد و سپس از ميان مردگان برخاست و مدت كوتاهي در زمين بود و بعد به آسمان صعود كرد. امام باقر(ع) فرمود: حضرت عيسي(ع) شبي را كه به جانب آسمان بالا رفت به اصحابش خبر داد. اصحاب هنگام غروب آفتاب همگي نزد او گرد آمدند. عيسي(ع) آنان را در خانه اي نگاه داشت و سپس از چشمه اي كه در زاوية آن خانه بود، در حالي كه سرش را تكان مي داد تا آب هايش به سوي آنان بريزد بيرون آمد. سپس به آنان گفت: خداي متعال به من وحي كرده كه هم اكنون مرا به سوي خود بالا برد. و مرا از يهوديان پاك كند. اكنون كدام يك از شما حاضريد به شكل من درآيد و به جاي من كشته و به دار آويخته گردد و با من در درجه و مقامم همراه باشد؟ جواني از آنان گفت: يا روح الله من حاضرم. عيسي(ع) به او فرمود: آري تو همان هستي. سپس عيسي(ع) به آنان گفت: يكي از شما پيش از آن كه صبح كند دوازده بار به من كافر مي شود. مردي از آنان گفت: يا نبي الله من آن كس هستم؟ عيسي گفت: آيا در نفس خودت مي يابي همان كس باشي؟ بعد به آنان فرمود: به زودي بعد از من سه فرقه مي شويد. دو فرقه بر خدا دروغ بسته و جايگاهشان آتش است. فرقه اي كه تابع «شمعون» اند بر خدا راستگويند و جايشان بهشت خواهد بود. اين بگفت و در حالي كه همگان او را مي ديدند خدا او را از زاويه خانه به سوي خود بالا برد. بعد گويد: يهوديان همان شب در طلب عيسي برآمدند. مردي را كه عيسي خبر داده بود كه تا پيش از صبح دوازده بار به او كافر شود گرفتند. همچنين جواني را كه شبح عيسي به او القاء شده بود كشتند و به دار آويختند. مرد ديگر نيز تا قبل از صبح دوازده بار به عيسي(ع) كافر شد (نور الثقلين 1/345، ح 154) علاّمه طباطبايي پس از نقل حديث مزبور مي گويد: نزديك به همين روايت از ابن عبّاس و قتاده و ديگران نقل شده. برخي از ايشان گفته است: آن كس كه شبح عيسي به او افتاد همان بود كه يهوديان را به جايگاه عيسي راهنمايي كرد تا او را گرفته بكشند و برخي ديگر غير آن كس را گفته است. به هر تقدير، قرآن كريم نفياً يا اثباتاً از اين جريان ساكت است (الميزان 3/252)
از حضرت رضا(ع) نقل شده عيسي(ع) زنده از زمين به سوي آسمان برده شد و در بين آسمان و زمين روحش قبض شد و چون او را به آسمان بالا بردند روحش را به او برگرداندند؛ چنا ن كه خداوند فرمود: «إذ قال الله يا عيسي إنّي متوفّيك و رافعك إليّ و مطهّرك»، «و كنت عليهم شهيداً ما دمتُ فيهم فلمّا توفّيتني كنتَ أنتَ الرْقيب عليهم و أنت علي كل شيءٍ شهيد» (همان، ص 252) امام صادق(ع) نيز مي فرمايد: خداوند عيسي بن مريم(ع) را مبعوث كرد و به او نور، علم، حكم و همة دانش پيامبران گذشته را عطا كرد و افزون بر آن انجيل را نيز بر او نازل كرد و او را به سوي بيت المقدس به جانب بني اسرائيل فرستاد تا آنان را به ايمان به خدا و رسول و عمل به كتاب و حكمتش دعوت كند. بيشتر بني اسرائيل در برابر دعوت او راه طغيان و كفر پيش گرفتند و چون ايمان نياوردند عيسي(ع) آنان را نفرين كرد. خداوند گروهي از اشرارِ آنان را مسخ كرد تا نشانه اي براي ديگران شده عبرت گيرند، ولي متأسفانه آنان طغيان و كفر را بيشتر كردند. عيسي(ع) در بيت المقدس ماند و مدّت 23 سال آنان را دعوت و به نعمت هايي كه نزد خداست ترغيب مي كرد تا وقتي كه يهود او را جستجو كرده بالاخره مدّعي كشته شدن و به دار آويختنش گشتند، ولي قطعاً خدا آنان را بر عيسي(ع) مسلّط نكرد، بلكه موضوع برايشان مشتبه گرديد و اصلاً يهوديان به عذاب و كشتن و به دار آويختن حضرت مسيح(ع) قدرت پيدا نكردند؛ زيرا قدرت پيدا كردنشان تكذيب قول خداوند است كه مي فرمايد: خدا عيسي را پس از توفّي و اخذ تامّ به سوي خود بالا برد (نور الثقلين 1/346) تذكّر: احتمال اسرائيلي بودن برخي از اين روايات ضعيف نيست. بنابراين، در پذيرش مشتركات با اهل كتاب احتياط لازم است اما انچه قطعي و ترديد نابردار است كلام الهي است كه به صراحت كشته شدن حضرت عيسي (ع) را نفي مي كند.بنگريد: آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن