پرسش و پاسخ

اثبات تحریف در مسیحیت

از چه راهي مي توان ثابت كرد كه مسيحيت، دچار تحريف شده است؟
يكى از منابع اصيل هر دينى، كتاب مقدس آن است كه فصل الخطابِ تلقى هاى گوناگون و معيار نشان دادن بدعت ها و انحراف ها به شمار مى رود. در اين كتاب آموزه هاى اساسى و محورى نظام اعتقادى، ارزشى و احكام عبادى مطرح شده است و به وسيله آن، مى توان مميزات هر دينى را از دين و آيين ديگر تشخيص داد. بر اساس منابع مذهبى ما، تعدادى از پيامبران الهى (آدم، ادريس، نوح، هود، صالح، ابراهيم، موسى، عيسى(ع) و پيامبراكرم(ص) ) داراى كتاب آسمانى بوده اند.بحارالانوار، ج 51، ص 27، ح 27 . تمامى اين كتاب ها از ناحيه خداوند وحى شده بود و پيامبران نامبرده نقشى جز دريافت و ابلاغ مضامين آن نداشته اند. اما – غير از قرآن مجيد – تمامى آنها و يا بخش اصلى آنها، مفقود شده و يا متن آنها دچار تحريف گشته است.
اين تحريف با سه رويكرد تاريخى، نگرش محتوايى به مضامين اين كتاب ها و قضاوت قرآن به عنوان آخرين كتاب آسمانى اثبات مى گردد و با اثبات آن، تحريف دين روشن مى شود. البته رويكرد سوم تنها براى كسانى قابل قبول است كه آسمانى بودن قرآن را قبول دارند؛ اما رويكردهاى پيشين همگانى است؛ از اين رو فقط به بيان آن دو مى پردازيم.

1. رويكرد تاريخى
براساس گزارش هاى معتبر و مستند تاريخى كتاب هاى مقدس (تورات و انجيل)، در طول 1500 سال تأليف و گردآورى شده است، از همين رو علاوه بر برخوردارى از شيوه هاى متنوع ادبى، با گذشت زمان، تحول آرام و كندى را تجربه كرده است. صرف نظر از اقليتى ناچيز از مسيحيان – كه مى پندارند كتاب هاى مقدس (تورات و انجيل )، با همين الفاظ الهام شده اند و خدا پيام خود را كلمه به كلمه به كاتب بشرى منتقل و وى چيزهايى را كه خدا املا نموده، با امانت ثبت كرده است – بيشتر مسيحيان معتقدند: كه خداوند كتاب هاى مقدس را به وسيله مؤلّفانى بشرى، نوشته است و بر اين اساس كتاب هاى مقدس، يك مؤلّف الهى و يك مولّف بشرى دارد.
نگا:
الف. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه حميد عنايت و ديگران، تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، 1370 ش )، ج 3، صص 695-721 ؛
ب. ساروخاچيكى، كتاب مقدس را بهتر بشناسيم، صص 14-31؛ تهران : آموزشگاه كتاب مقدس، بى تا.
جالب است بدانيد تعداد كتاب هاى مقدس (در مجموع 46 كتاب عهد عتيق يهود و 27 كتاب توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، (قم: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1377ش )، ص 51. عهد جديد يعنى انجيل )، براساس نوعى توافق، حاصل شده است.
حال وقتى تاريخ به ما نشان مى دهد كه بشر در تأليف كتاب مقدس دست داشته است، اين كتاب ديگر مصون از خطا نخواهد بود. اين مسأله موجب شد تا هر كسى، اقدام به نوشتن و گزارش روايات مربوط به دوران كوتاه رسالت عيسى و سرگذشت او كند و به نوبه خود منجر به پديد آمدن صد نوشته گشته است كه هر كسى نوشته خود را صحيح مى داند. از اين رو براساس گزارش هاى تاريخى، در اواخر قرن اول ميلادى و اوايل و اواسط قرن دوم ميلادى، فرقه هاى انجيلى متعددى به وجود آمد و اختلاف ها و كشمكش هاى فراوانى رخ داد.
طرح مؤلف بشرى در كنار مؤلف الهى، در تدوين كتاب مقدس و در نتيجه تحريف آن، باعث گرديد كه پيامدهاى ناگوارى براى كتاب مقدس، به وجود آيد كه گزارش آن در اين مجال اندك ممكن نيست.در اين باره نگا: محمدرضا كاشفى، غرب بر امواج مسيحيت و فرهنگ، (تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى )، مبحث كتاب مقدس در فصل دوم.
در اينجا كافى است به اعتراف برخى از عالمان و انديشمندان مسيحى بسنده كنيم:
انطباق انجيل فعلى را با گفته هاى عيسى به صراحت رد مى كند و مى گويد: «اين بدان معنا نيست كه عيسى تمام كلماتى را كه گزارش شده است دقيقاً به همان شكلى كه انجيل نويسان 1-1. رابرت م.گرنت نوشته اند گفته است».رابرت م.گرنت، ديويد تريسى؛ تاريخچه مكاتب تفسيرى و هرمنوتيكى كتاب مقدس، ترجمه : ابوالفضل ساجدى، ص 212، تهران : پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول، 1385.
1-2 ارنست رنان؛ كتاب مقدس را نگاشته انسان دانسته، آن را همچون ديگر مكتوبات بشرى مشتمل بر خطاهايى مى شمارد و بر وجود داستان هاى دروغين و افسانه ها در آن تأكيدمى ورزد. همان، ص 295.
1-3. متكلمان ليبرال مسلّم مى دانند كه كتاب مقدس مستقيماً وحى منزل نيست و به دست انسان نوشته شده است.ايان باربور، علم و دين، ص 130 – 131. ق : همان، ص 295.
1-4. بسيارى از سنت گرايان بر مركزيت مسيح اصرار مى ورزند بدون اينكه بر خطاناپذيرى انجيل پافشارى داشته باشند.
1-5. برخى از متكلمان برجسته مسيحى مانند بريث مى گويند نمى توان محتويات كتاب مقدس را صادق شمرد.جان هيك و ديگران، كلام فلسفى، ترجمه ابراهيم سلطانى و احمد نراقى، ص 307.
1-6. ويت (الهيات رسمى – سنتى جديد) پروتستان معتقدند كتاب مقدس به خودى خود وحى الهى نبوده، يك مكتوب متكلمان نئوارتدكس خطاپذير انسانى است كه به وقايع وحيانى شهادت مى دهد.
1-7. پل تيليش كه از متكلمان برجسته مسيحى به شمار مى رود، معتقد است: «پژوهش هاى تاريخى نشان داده اند كه عهد قديم و عهد جديد در بخش هاى نقلى خود، عناصر تاريخى، افسانه اى و اسطوره شناختى را تلفيق مى كنند و در اكثر موارد تفكيك اين عناصر از يكديگر با هر درجه اى از امكان پذيرى نامحتمل است… مردم، ديگران يا خودشان را بدون ايمان مسيحى قلمداد مى كنند، تنها به اين دليل كه به مستند بودن حكايت هاى معجزه اى عهد جديد اعتقادى پل تيليش، پويايى ايمان، ص 103. ق : رابرت م. گرنت، ديويد تريسى؛ تاريخچه مكاتب تفسيرى و هرمنوتيكى كتاب مقدس، ترجمه : ابوالفضل ساجدى، ص 294 – 296. ندارند. به طور قطع آن حكايت ها مستند نيستند».
1-8. توماس ميشل – استاد الهيات مسيحى – بر آن است كه به اعتقاد بيشتر متفكران كاتوليك، پروتستان و ارتودوكس، كتاب هاى مقدس، املاى الهى نيست و داراى عصمت لفظى نمى باشد و گاهى نويسندگان بشرى، نظريات غلط يا اطلاعات اشتباه آميزى را در متن كتاب باقى گذاشته اند. نگا: توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، (قم: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1377 )، صص 23 – 27.
تحريف از ديدگاه مسيحيان
اعتبار كتاب مقدس همواره مورد انتقاد انديشمندان قرار داشته اما از قرن نوزدهم ميلادى، مباحث انتقادى مربوط به كتاب مقدس وارد مرحله جديدى شده است: «بولتمان (1884 – 1976م) كه بزرگترين متخصص عهد جديد در قرن بيستم لقب يافته است در اثر مهم خود، تاريخ سنت هم نظر، به ارزيابى كتاب مقدس مى پردازد. از نظر او بسيارى ازتونى لين، تاريخ تفكر مسيحى، ترجمه : روبرت آسريان، ص 446؛ تهران : نشر و پژوهش فرزان روز، چاپ اول، 1380. سخنان مكتوب عيسى(ع) گفته هاى خود او نيست بلكه محصول حيات جوامع مسيحى اوليه است».
«آدولف فون هارتاك» مورخ تواناى قرن نوزدهم و بزرگترين متخصص آثار پدران در عصر خود، در مجموعه سه جلدى تاريخ اصول ايمان، اين باور را مطرح كرد كه انجيل تحت تأثير فلسفه يونان تغيير يافته است. وى در پى آن بود كه تاريخِ فرايند يونانى شدن مسيحيت را نشان دهد. از نظر او، مذهب ساده عيسى(ع) به ويژه به واسطه تعاليم پولس، به مذهبى در مورد عيسى(ع) تغيير يافته و به اصل ايمانى تجسم خداى پدر تبديل شده است.همان، ص 387.
برخى ديگر از صاحب نظران به آرچيبالد رابرتسون، عيسى اسطوره يا تاريخ، ترجمه : حسين توفيقى، ص 71؛ قم : مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1378. و عده اى نيز در مورد تاريخ تأليف اناجيل ايراداتى را نوسازى روزافزون روايات انجيل به نفع الوهيت عيسى توجه نموده مطرح كرده اند.ر.ك : محمدرضا زيبايى نژاد، مسيحيت شناسى مقايسه اى، ص 185؛ تهران : سروش، چاپ اول، 1382.
اما شايد بتوان گفت مهم ترين سند در مورد انحراف مسيحيت از ديدگاه ايشان خود كتاب مقدس است. در اين كتاب «پولس» با حواريون و شخص «پطرس» كه جانشين رسمى حضرت عيسى(ع) است، مخالفت ورزيده، حتى آنان را به «نفاق» متهم مى سازد: «اما چون پطرس به انطاكيه آمد او را روبه رو مخالفت نمودم؛ زيرا مستوجب ملامت بود… و ساير يهوديان هم با وى نفاق كردند، به حدى كه برنابا هم در نفاق ايشان گرفتار شد».رساله پولس به غلاطيان، 2 : 11 – 13.
مسلماً چنين برخوردى نشان از وجود انحراف در عقايد بزرگان صدر اول مسيحيت دارد.برگرفته از : سيد محمد اديب آل على، مسيحيت، صص 99 و 100، قم : مركز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه، چاپ اول، 1385.

دو. رويكرد محتوايى
با نگرش محتوايى به مضامين كتاب هاى مقدس، روشن مى گردد كه برخى از كتب اديان آسمانى، دچار تحريف گشته اند؛ چرا كه اگر كتاب مقدس دچار زياده و نقصان و تغيير در لفظ و مفاهيم نشود، هيچ گاه مطالب متناقض و معارف، خردستيز نخواهد داشت، حال آنكه با مراجعه به اين كتاب ها مسائل منافى با يكديگر و غير عقلانى فراوان يافت مى شود.
وجود تناقضات در اناجيل چنان زياد است كه علامه شعرانى پس از نقل و بررسى تفصيلى 45 مورد از اشتباهات و تناقضات اناجيل مى نويسد: «اين بنده مؤلف از اين قبيل بيش از هفتصد تحريف يادداشت كرده ام. در «اظهار الحق»ج اول، ص 165. گويد: اختلافات در انجيل به عقيده «ميل» سى هزار است و به طورى كه «گريسباخ» تحقيق كرده است صد و پنجاه هزار است و «شولز» كه آخرين محققين ايشان است عدد آن را به تحقيق نيافته ميرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، تحقيق : حامد فردى اردستانى، ص 282، چاپ اول، 1386، تهران : مرتضوى. است».
جالب آن كه اناجيل از همان آغاز در نسب نامه عيسى(ع) گرفتار تناقض شده اند. اين دليل روشن بر تحريف كتاب هاى مقدس است.
اكنون نسب نامه آن حضرت را براساس متن «انجيل لوقا» و «انجيل متى» و كتاب «تواريخ ايام» تقديم مى داريم:

انجيل لوقا باب 3 انجيل متى باب اول كتاب تواريخ ايام باب 3
يوسف يوسف –
هيلى يعقوب –
متثات متان –
ليوى اليعازر –
ملخى اليهود –
يناه اكيم –
يوسف صادوق –
متاثياه عازور –
عاموس الياقيم –
تاحوم ابيهود –
اهلى – –
نكى – –
ماث – –
مطائياه – –
شمعى – –
يوسف – –
يهوداه – –
يوحناه – –
ريصاه – –
زرو بابل زرو بابل زرو بابل
شلتى ئيل شلتى ئيل پداياه
نيرى يكيناه يكنياه
ملخى – يهوياقيم
ادى يوشياه يوشياه
قوصام امون امون
المودام منسه منسه
ائير حزقياه حزقياه
يوسى احاز احاز
اليعازر يوثام يوثام
يوريم عزرياه عزرياه
متأث – امصياه
ليوى – يوآش
شمعون – احزياه
يهوداه يورام يورام
يوسف يهوشافاط يهوشافاط
ونان اسا اسا
ايلياقيم ابياه ابياه
ميلياه رحبعام رحبعام
مئنان – –
مطاثاه – –
ناثان سليمان سليمان
داود داود داوداقتباس از : ميرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، ص 269 و 270، تهران : مرتضوى، چاپ اول، 1386.
نمونه هايى از تحريف در كتاب مقدس
در كتاب مقدس به مواردى از مصاديق تحريف برمى خوريم. ذيلاً به برخى از آنها اشاره برخى از تحريفات نيز در پاسخ پرسش هاى پيشين اشاره شد. . آشنايى با اين موارد مى تواند زمينه هاى پژوهش بيشتر را مى شود فراهم كند:
1. در سِفر «پيدايش» مى خوانيم: «بعد از اين ايام كه خدا ابراهيم(ع) را امتحان كرد، به او گفت: اى ابراهيم. عرض كرد: لبيك. گفت: «اكنون پسر خود را كه يگانه فرزند تو است و او را دوست مى دارى، يعنى «اسحاق» را بردار و بر زمين موريا برو و او را در آنجا بر يكى از كوه هايى كه به تو نشان مى دهم به عنوان هديه سوختنى، قربانى كن».پيدايش، 22 : 1.
در اين متن كه مربوط به جريان ذبح كردن يكى از فرزندان حضرت ابراهيم(ع) به دست او است، پس از عبارت «يگانه فرزند»، عبارت «يعنى اسحاق» قرار گرفته است. در حالى كه عبارت صريح عهد عتيق، وعده تولد اسحاق را سيزده سال پس ازهمان، 17 : 25 و 18 : 1. يعنى اسماعيل تولد اسماعيل مى داند. تا چهارده سالگى تنها فرزند ابراهيم است. پس در اينجا تحريفى صورت گرفته و عبارت «يعنى اسحاق» بعداً به متن عهد عتيق اضافه شده است.
اما انگيزه اين تحريف چيست؟ در اعتقاد يهوديان كه به مسيحيان هم انتقال يافته است، «مسيّا» يعنى همان پيامبر موعود بايد از نسل اسحاق باشد و از سوى ديگر، شخص موعود از نسل شخص «مذبوح» است. تنها در صورتى كه اسحاق همان شخص مذبوح باشد مى توان موعود امم را از نوادگان اسحاق دانست و تنها در اين صورت است كه سيادت بنى اسرائيل و انديشه برترى يهود تثبيت مى شود و مسيحيان با استناد به همين متن، عيسى(ع) را كه از نوادگان اسحاق است، موعود امم دانسته اند. و اگر مشخص شود كه مذبوح اسماعيل بوده نه اسحاق، زيربناى بسيارى از اعتقادات يهود و مسيحيت تخريب مى گردد.
2. انجيل متى، عيسى(ع) را از فرزندان سليمان بن داود(ع) مى داند.انجيل متى، 1 : 6. در حالى كه وى در انجيل لوقا فرزند ناتان بن داود معرفى شده است.انجيل لوقا، 3 : 31.
3. در انجيل متى، عيسى(ع) اعلام مى كند كه پس از مصلوب شدن سه شبانه روز در زمين مدفون خواهد ماند: «زيرا هم چنان كه يونس سه شبانه روز در شكم ماهى ماند، پسر انسان نيز سه شبانه روز در شكم زمين خواهد بود».انجيل متى، 12 : 40.
در حالى كه اناجيل ديگر مدت دفن او را از غروب جمعه تا قبل ازر.ك : انجيل متى، 27 : 57 و 28 : 1 ؛ انجيل مرقص، 15 : 42 و 16 : 1 ؛ انجيل لوقا، 23 : 53 و 24 : 1. ؛انجيل متى، 2 : 22 ؛ برگرفته از : مسيحيت، صص 100 – 102. سپيده يكشنبه، يعنى حداكثر يك روز و دو شب مى دانند
انجيل مرقس – كه قديمى ترين و كوتاه ترين انجيل ها است – خاطرات قديس پطرس حوارى را مطرح مى كند كه متضمن احساسات بشرى عيسى است. در اين انجيل، عيسى موجودى مافوق بشر نشان داده شده و «فرزند انسان» لقب گرفته است، اما اثرى از اصل «تجسّم الهى» در پيكر عيسى و اصل ازليت او (وجود قبل از خلقت ) ديده نمى شود. اما انجيل متى و انجيل لوقا، حاوى عباراتى است كه زمينه را براى اعتقاد به تجسّم ربوبيت در پيكر عيسى آماده مى كند و انجيل يوحنا، به صراحت طبيعت الوهى عيسى را – چنان كه معاصرش يعنى پولس مطرح كرده بود – بيان مى كند. اين تهافت مشكل پيچيده اى است كه اذهان انديشمندان مسيحى را تاكنون به خود مشغول داشته و راه حل هاى گوناگون اما بى حاصل در رفع آن ارائه كرده اندر.ك: كلام مسيحى، صص 66-80. .
در انجيل يوحنا از يحيى(ع) پرسيده مى شود: آيا تو همان ايلياى نبى الياس هستى كه قبل از فرارسيدن روز موعود (ظهور مسيح ) بايد بيايد؟ يحيى تأكيد مى كند: من چنين شخصى نيستم كتاب مقدس، انجيل يوحنا، 1:19. ؛ بنابراين روز موعود هنوز فرانرسيده است. اما در انجيل متى به عيسى(ع) نسبت داده اند كه گفت: «اگر بخواهيد قبول كنيد كه يحيى همان الياس است كه بايد بيايد»متى، 11:14. .
نويسنده انجيل لوقا براى برداشتن تنافى موجود ميان اين دو عبارت، مسأله را به گونه اى ديگر توجيه كرده، مى گويد: «و او (يحيى ) به روح قوت الياس پيش روى وى (خداوند )، خواهد .لوقا، 1:17. . اين مضامين متفاوت و متعارض، نشانگر آن است كه آيات اصلى الهى – كه به خراميد» عيسى(ع) وحى شده – دچار تحريف جدى گشته در باب خردستيزى برخى از آيات كتاب مقدس ر.ك: موريس بوكاى، تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبيح اللَّه دبير، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ چهارم، 1368 ). است
چنان كه گفته آمد با رويكرد قرآنى و روايى نيز مى توان تحريف كتاب هاى مقدس را نشان داد، بعضى از آيات قرآن و روايات نقل شده از امامان(ع)، نشانگر تحريف كتاب مقدس است. گزارش اين دسته از نصوص در اين نوشتار كوتاه در اين باره نگا: محمدرضا زيبايى نژاد، تاريخ و كلام مسيحيت، (قم: معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى، تابستان 1375 )، صص 81-84. . مقدور نيست .

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن