پرسش و پاسخ

امامت از اصول یا فروع دین؟

 

بزرگانی از علمای عامه، نظیر احمد حنبل در مسندش و هیثمی در مجمع خود از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند:

۱۶۸۷۶ – حَدَّثَنَا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ، أَخْبَرَنَا أَبُو بَکْرٍ، عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی صَالِحٍ، عَنْ مُعَاوِیَهَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: ” مَنْ مَاتَ بِغَیْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً.

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج۲۸ ص۸۹ المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: ۲۴۱هـ)، المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: مؤسسه الرساله، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۱ هـ – ۲۰۰۱ م

«هر کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به درستی که مانند مردمان زمان جاهلیت مرده است».

 

 

اگر امامت جزو فروع دین بود، آیا پیغمبر می فرمود: کسی که از امام زمان خود شناخت نداشته باشد و از دنیا برود به طریق اهل جاهلیت مرده است؟ بدیهی است که عدم معرفت و شناخت موردی از فروع دین، موجب تزلزل دین و مردن به سبک جاهلیت نخواهد شد. پس مطابق این برداشت، امامت باید جزو اصول دین باشد که عدم شناخت آن باعث مردن به شیوه جاهلیت می گردد.

به همین دلیل است که علمایی چون قاضی بیضاوی ـ مفسر معروف عامه ـ در کتاب «منهاج الاصول» با صراحت می گوید: «امامت، از بزرگترین موارد اصول دین است که مخالفت با آن موجب کفر و بدعت می گردد».[۲]  ملا علی قوشچی نیز در «شرح تجرید مبحث امامت» می گوید «امامت، ریاست بر عموم مردم در امور دین و دنیا به طریق خلافت پیغمبر است».[۳]  قاضی روزبهان نیز می گوید: «در نزد اشاعره، امامت همان خلافت رسول الله(صلی الله علیه و آله) در بر پایی دین و حفظ حوزه ملت اسلام است. به طوری که متابعت او بر جمیع امت واجب است».[۴] .

آیا امام و امامتی با این ویژگی ها که ریاست عامه مسلمین را به عهده داشته باشد و اطاعتش بر همه واجب و در هر زمانی فقط یک نفر این مسئولیت را بر عهده داشته باشد، و جمیع صفات حمیده و اخلاق پسندیده، علم، زهد، تقوی و شجاعت را دارا باشد و علاوه بر این، هم معصوم و هم به وسیله رسول الله منصوب پرورگار باشد به طوری که عدم شناختش مردن به سبک جاهلیت می باشد، نباید جزو اصول دین باشد؟!! آیا تمام انحرافاتی که در امت واقع شد، حول مسأله امامت نبود؟!

پی نوشت:

[۱] مسند احمد، ج ۴، ص۹۶؛ مجمع الزواید، ج ۵، ص۲۱۸؛ شبهای پیشاور، ص۲۷۹ «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً».

[۲] الصوارم المهرقه، ص۲۶۳؛ «إن الإمامه من أعظم مسائل اُصول الدین التی مخالفتها توجب الکفر والبدعه»

[۳] مجمع الفائده، ج ۳، ص۲۱۵؛ «و هی رئاسه عامّه فی أمور الدین والدنیا خلافه عن النبی(صلی الله علیه و آله)».

[۴] شبهای پیشاور، ص۲۷۹ «الإمامه عند الأشاعره هی خلافه الرسول فی إقامه الدین و حفظ حوزه الملّه بحیث یجب اتباعه علی کافه الأمه».

http://www.sonnat.net/article.asp?id=2013&cat=83

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن