" /> اعجاز قرآن در تشریع و قانون گذاری | شیعه شناسی
مقالات

اعجاز قرآن در تشریع و قانون گذاری

 

نویسنده: سید ابوالقاسم خوئی

 

چکیده :

 

این یک حقیقت مسلم و تاریخی است که قبل از طلوع خورشید تابناک اسلام دورانی بود، تاریک وحشت زا، مردمش در جهل و نادانی، در انحطاط علمی و اخلاقی و در وحشیت و بربریت به سر می بردند. در آن دوران تاریک، اختلافات نژادی و طبقاتی، قانون زور، پستی، فرومایگی و هرج و مرج اجتماعی بر ملل جهان خاصه بر عرب حکومت می کرد. دل ها به سوی غارت و یغماگری متوجه بود قدم ها به سوی برافروختن آتش جنگ و خونریزی می شتافت.عرب قبل از اسلام از عقیده های خرافی و روش های وحشی گری، بهره ی فراوانی داشتند. نه دارای عقیده و مذهبی بودند که همه ی آن ها را در یک نقطه متمرکز سازد و نه دارای یک قانون و نظام اجتماعی واحد بودند که ارتباط و هماهنگی در میان آنان برقرار کند. پیروی از عادات و روش های نیاکان، آنان را متحیر ساخته، به هر سو سوق شان می داد. بت پرستی از رواج خاصی برخوردار بود و مردم عصر جاهلی دارای بت های متعددی بودند که آن ها را پرستش نموده، وسیله ی شفاعت به پروردگارشان می دانستند.در میان آنان اموال بر پایه ی شانس موهوم تقسیم می شد و قماربازی برای آنان یک عمل عادی و شایع بود، به طوری که این عمل فاسد یک نوع مایه ی افتخار و مباهات در اجتماع آنان محسوب می شد. یکی دیگر از عادات زشت آنان ازدواج با همسران پدران و زشت تر از آن، کشتن دختران و زنده به گور…

متن مقاله :

 

دوران قبل از قرآن
این یک حقیقت مسلم و تاریخی است که قبل از طلوع خورشید تابناک اسلام دورانی بود، تاریک وحشت زا، مردمش در جهل و نادانی، در انحطاط علمی و اخلاقی و در وحشیت و بربریت به سر می بردند. در آن دوران تاریک، اختلافات نژادی و طبقاتی، قانون زور، پستی، فرومایگی و هرج و مرج اجتماعی بر ملل جهان خاصه بر عرب حکومت می کرد. دل ها به سوی غارت و یغماگری متوجه بود قدم ها به سوی برافروختن آتش جنگ و خونریزی می شتافت.
عرب قبل از اسلام از عقیده های خرافی و روش های وحشی گری، بهره ی فراوانی داشتند. نه دارای عقیده و مذهبی بودند که همه ی آن ها را در یک نقطه متمرکز سازد و نه دارای یک قانون و نظام اجتماعی واحد بودند که ارتباط و هماهنگی در میان آنان برقرار کند. پیروی از عادات و روش های نیاکان، آنان را متحیر ساخته، به هر سو سوق شان می داد. بت پرستی از رواج خاصی برخوردار بود و مردم عصر جاهلی دارای بت های متعددی بودند که آن ها را پرستش نموده، وسیله ی شفاعت به پروردگارشان می دانستند.
در میان آنان اموال بر پایه ی شانس موهوم تقسیم می شد و قماربازی برای آنان یک عمل عادی و شایع بود، به طوری که این عمل فاسد یک نوع مایه ی افتخار و مباهات در اجتماع آنان محسوب می شد. یکی دیگر از عادات زشت آنان ازدواج با همسران پدران و زشت تر از آن، کشتن دختران و زنده به گور کردن آن ها بود.

عصر قرآن
آری این ها قسمتی از عادات زشت عرب بود در دوران جاهلیت و قبل از اسلام و قبل از نزول قرآن ولی موقعی که نور محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه بدرخشید و آفتاب اسلام از جزیره العرب سر زد دل های تاریک مردم جاهلی با معارف الهی روشن و از آلودگی ها پاک گردید.
توحید و یگانه پرستی جایگزین بت و بت پرستی شد، جهل و نادانی جای خود را به علم و دانش داد. رذایل اخلاقی به اوصاف نیک، اختلاف و دشمنی به محبت و دوستی مبدل گردید. از همین مردم غارت گر، سست و پراکنده یک ملت متحد و منسجم و پرمهر به وجود آمد که توانست، نفوذ و حکومت خویش را در سرتاسر جهان گسترش داده و پرچم علم، تمدن، انسانیت و تقوا را در تمام دنیا به اهتراز درآورد.
دوری یکی از وزرای فرانسه در این باره چنین می گوید:
محمد پیامبر مسلمانان با تعالیم عالی و آسمانی خویش به آسانی توانست قبایل پراکنده عرب را متحد سازد و از آن ها ملت واحدی تشکیل داده، حکومت و نفوذ خویش را از اسپانیا تا شبه قاره هند گسترش دهد و در تمام جهان پرچم تمدن را به اهتراز درآورد. آن مرد بزرگ این تحول عجیب و همه جانبه را در موقعی به وجود آورد که هنوز اروپا در ظلمت قرون وسطایی به سر می برد.
و سپس می گوید:
در قرون وسطی، تنها مردمی که دارای علم و دانش بودند و گوی سبقت را در این میدان از همگان ربودند، همان ملت عرب بود که ابرهای ضخیم جهالت، وحشیت و بربریت را که بر آسمان اروپا کشانده شده بود، از هم پاشیدند و آفتاب تمدن، علم و اخلاق را به آن سرزمین تاباندند.(۱)
این همه پیشرفت، ترقی، تعالی و افتخارات عظیمی هم که نصیب عرب گردید، در اثر همان تعالیم علیه قرآن مجید و کتاب آسمانی بود که بر تمام کتاب های آسمانی دیگر تفوق و برتری دارد، قوانینش بر پایه ی عقل، استوار و پی ریزی گردیده تعالیمش دارای یک روش خاص، جالب و استثنایی است.

اعتدال در قرآن
یکی دیگر از ویژگی های قرآن و جنبه های اعجاز آن، اعتدال و میانه روی در قانون گذاری و دستورات اخلاقی است. قرآن در قانون گذاری، روش اعتدال و میانه روی را در پیش گرفته و از هرگونه افراط و تفریط اجتناب نموده است. قرآن تا آن جا به موضوع اعتدال توجه داشته است که آن را برای افراد انسان نیز یک امر لازم و ضروری دانسته، با زبان آنان از خداوند راه اعتدال و خالی از اعوجاج و روش دور از افراط و تفریط را می طلبد، آن جا که می گوید:
(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ‌.)(۲)
[خداوندا!] ما را به راه راست هدایت فرمای.!
این جمله در عین اختصار معنای عمیق و ژرفی را در بردارد که توضیح آن را در تفسیر سوره حمد خواهید خواند.
قرآن مجید در آیات زیادی به اعتدال و میانه روی در تمام امور دعوت می نماید و به یک روش عادلانه که از افراط و تفریط به دور باشد، رهبری می کند؛ آن جا که می گوید:
(إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَ إِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ.)(۳)
خداوند اکیداً به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبان شان برگردانید و در هنگام داوری، راه عدالت در پیش گیرید.
(اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.)(۴)
عدالت بورزید، زیرا که آن به تقوا و پرهیزگاری نزدیک تر است.
(وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى.)(۵)
هنگام سخن گفتن، حق و عدالت را رعایت کنید، گرچه به ضرر خویشان شما باشد.
(إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَى وَ یَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ‌.)(۶)
خداوند شما را به عدل و نیکی و به احسان برای خویشاوندان اکیداً فرمان می دهد و از کارهای زشت و از ظلم و ستم نهی تان می کند و بدین گونه پندتان می دهد، شاید که بپذیرید.
قرآن در تمام ابعاد و امور زندگی راه اعتدال و میانه ای را در پیش پای می گذارد که ذیلاً قسمتی از آن ها را برای شاهد گفتار، در این جا می آوریم.

۱- اعتدال در بخشش
قرآن مجید انسان را به اقتصاد و میانه روی در به کارگیری مال و بهره برداری از ثروت فرمان می دهد، از طرفی صفت بخل را نکوهش و از طرف دیگر اسراف در زندگی را مذمت می کند. قرآن در آیات متعدد از بخل و آز، نهی نموده و عواقب زیان بار آن را گوشزد می کند و می گوید:
(وَ لاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ.) (۷)
آنان که خداوند از فضل و کرم خویش، نعمت و ثروت فراوان به آنان داده است، از بذل و بخشش خودداری می کنند، خیال نکنند که این عمل به سود آن هاست بلکه به ضرر آن هاست، زیرا همان اموال را به زودی همانند طوقی بر گردنشان می افکنند و آن چه در آسمان ها و زمین است، ملک خاص و ماندگار خداست و خداوند بر اعمال شما آگاه است
در برابر این گروه آیات که انسان را به بذل و بخشش تشویق می کند، آیات دیگری نیز وجود دارد که از اسراف و تبذیر نهی کرده، مردم را از مفاسد آن بر حذر می دارد و چنین می گوید:
(وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ.‌ )(۸)
و اسراف نکنید زیرا که خداوند مسرفان را دوست ندارد.
(إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ. )(۹)
اسراف کنندگان برادر شیاطینند.
( لاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَى عُنُقِکَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً.) (۱۰)
نه دستت را بر بذل و بخشش ببند و نه آن را بیش از حد بگشای تا مورد سرزنش قرارگیری و از زندگی فرو مانی.

۲- اعتدال در عفو و انتقام
قرآن انسان را به تحمل، صبر و استقامت در برابر مصائب و مشکلات فرمان می دهد، افراد صبور را می ستاید و به آنان پاداش بزرگی را نوید می دهد و می گوید:
(إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ‌. )(۱۱)
صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می کردند.
(وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ‌.)(۱۲)
خداوند صبرکنندگان را دوست دارد.
ولی باید توجه داشت که قرآن در برابر ظالم دست مظلوم را نبسته و او را از گرفتن حق خویش بازنداشته است، بلکه برای این که ریشه ظلم و فساد قطع شود و برای این که قانون عدالت در روی زمین حکم فرما باشد، به مظلوم اجازه و بلکه فرمان می دهد که در برابر ظلم و ستمگر مقاومت و ایستادگی نماید و عادلانه از وی انتقام بگیرد. قرآن در این مورد می گوید:
(فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ. )(۱۳
هر کس بر شما تعدی کند، شما نیز به اندازه تعدی وی از او انتقام بگیرید.
قرآن به اولیای مقتول اجازه داده است که در صورت عمدی بودن قتل، قاتل را قصاص کنند و به تاوان مقتول او را بکشند:
(وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً فَلاَ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ.) (۱۴)
هر کس مظلوم کشته شود به ولیّ اش سلطه ( حق قصاص) دادیم ولی او هم نباید در قتل اسراف ورزد.

۳- اعتدال در جنبه های مادی و معنوی
قرآن مجید چون بر پایه ی اعتدال و میانه روی، تشریع و قانون گذاری می کند، این است که نظام و قوانین اجتماعی این عالم را با قوانین آخرت تطبیق نموده، در میان آن ها نیز هماهنگی به وجود آورده است. از یک طرف اصلاح امور این جهان را به عهده گرفته، از طرف دیگر سعادت اخروی افراد بشر را تضمین می کند.
این قرآن همان قانون بزرگ و ناموس اکبری است که پیامبر بزرگ اسلام آن را آورده، تا بدان وسیله جهان بشریت را به سعادت هر دو جهان برساند.
قرآن مانند تورات فعلی نیست که قانون آن اختصاص به زندگی مادی داشته و تنها مربوط به این جهان باشد و به جهان دیگر توجه نکند. آری، تورات آن چنان در چهارچوبه ی جهان مادی غرق شده که کوچک ترین توجهی به جهان آخرت ندارد و حتی پاداش اعمال نیک را نیز مال و منال دنیا و مسلط بودن بر مردم می شناسد، نتیجه و مجازات گناهان را از دست دادن تسلط و ثروت این جهان معرفی می کند.
و همچنین قرآن مانند انجیل فعلی نیست که در تشریع و قانون گذاری تنها به جنبه های اخروی بپردازد و از نظام اجتماع و امور زندگی غفلت ورزد و آن را اساساً نادیده بگیرد بلکه قانون قرآن یک قانون کامل و گسترده ای است که هم به امور زندگی و نظامات اجتماعی این جهان نظارت دارد و هم به اصلاح شئون جهان آخرت می پردازد و هیچ یک از دو جنبه ی مادی و معنوی بشر را فروگذار نمی کند.
قرآن مجید در تعالیم خودگاهی انسان را به عالم آخرت سوق می دهد و گاهی به امور زندگی این جهان متوجه می کند و در مقام توجه به جهان آخرت می گوید:
(وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‌ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِیهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُهِینٌ‌.) (۱۵)
هر کسی که از خدا و پیامبرش پیروی کند، خداوند او را به باغ هایی وارد می سازد که همواره از زیر درختانش نهرها جاری است، در آن جا همیشگی خواهند بود و این است پیروزی بزرگ و هر کس نسبت به خدا و پیامبر او عصیان ورزد و از حدودش تجاوز کند، او را به آتش دوزخ می افکند که جاودانه در آن خواهد ماند و بر اوست، شکنجه دردناک و مذلت بار.
(فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ‌. وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ‌.) (۱۶)
هر کس به اندازه ی ذره ای کار نیک انجام دهد پاداش آن را خواهد دید و هر کس به اندازه ی ذره ای عمل بد انجام دهد، کیفر آن را هم خواهد چشید.
(وَ ابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَ لاَ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا. )(۱۷)
در آن چه خدا [از اموال دنیا] به تو داده است، سرای آخرت را بطلب!
قرآن در آیات زیادی مردم را به فراگرفتن علم و دانش پیروی از تقوا ترغیب و تشویق نموده، در عین حال برای آنان لذایذ زندگی و بهره برداری از نعمت های پروردگار را مباح و جایز می داند و این حقیقت را چنین بیان می کند:
(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الِرِّزْقِ.) (۱۸)
بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده است و روزی های پاکیزه را حرام کرده است.
قرآن مجید، در عین توجه به امور زندگی انسان در دنیا، به امور معنوی و اخروی نیز توجه ویژه دارد و مردم را به عبادت خدا و به تفکر در آیات و آثار تشریعی و تکوینی خداوند و به تأمل در موجودات جهان هستی و در اسرار و دقایق وجود انسان، با تأکید دعوت می کند ولی در عین حال تنها به این که انسان را به خدا برساند و بنده را با خدا مرتبط سازد، اکتفا نمی کند بلکه به جنبه ی دیگری نیز که افراد بشر را به همدیگر مربوط می سازد و در میان آنان الفت و محبت ایجاد می کند؛ توجه خاصی مبذول می دارد.

۴- اعتدال در اقتصاد
خرید و فروش و معاملات را تجویز، ربا و فزون طلبی را تحریم نموده، آن جا که می گوید:
(وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَوا. )(۱۹)
خداوند، خرید و فروش را حلال و ربا را حرام نموده است.
قرآن به افراد بشر دستور داده است که بر عهد و پیمان های خود وفادار باشند:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالعُقُودِ.)(۲۰)
ای کسانی که ایمان آورده اید، به عقود و پیمان های خویش وفا کنید.

۵- اعتدال در انتخاب همسر
چون بقای نوع بشر متکی به امر ازدواج است، خداوند نیز در قرآن برای تأمین همان احتیاج فطری انسان، او را به ازدواج امر نموده و چنین فرموده است.
(وَ أَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ.) (۲۱)
مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و رستگارتان را به نکاح یکدیگر در بیاورید و اگر فقیر و تنگدست باشند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می سازد؛ خداوند وسعت بخش و داناست.
(فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَهً.) (۲۲)
ازدواج کنید از زنانی که بر شما حلال گردیده است، دو یا سه یا چهار زن و اگر بترسید که نتوانید در میان شان با عدالت رفتار کنید، در این صورت تنها به یکی کفایت بورزید.

۶ – اعتدال در معاشرت
قرآن به انسان امر می کند که با همسرش خوش رفتاری کند و تمام احتیاجات زندگی او را برطرف سازد و همچنین دستور می دهد که انسان با تمام مسلمانان مخصوصاً با پدر، مادر، اقوام و عشیره خویش با نیکی، ملایمت و خوشی رفتار نماید بلکه از نظر قرآن نیکی و خوش رفتاری یک برنامه ی وسیع و همگانی است که در برابر افراد بشر خواه مسلمان و یا غیرمسلمان باید رعایت شود. قرآن در این مورد می گوید:
(وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ. )(۲۳)
با همسرانتان به طور شایسته رفتار کنید.
( وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ.) (۲۴)
و به همان مقدار که زنانتان وظایفی در قبال شما دارند، حقوقی نیز برگردن شما دارند و از حقوق متقابل برخوردارند.
(وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لاَ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَ بِذِی الْقُرْبَى وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَ الْجَارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالاً فَخُوراً. )(۲۵)
و خدا را پرستش کنید و چیزی را بر وی شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید، همچنین به خویشاوندان، یتیمان، مستمندان، همسایگان دور و نزدیک و دوست و همنشین، واماندگان در سفر و بردگانی که مالک آن ها هستید[ به همه آن ها نیکی کنید] خداوند کسی را که متکبر و فخرفروش است[و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند] دوست نمی دارد.
(وَ أَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ.‌) (۲۶)
نیکی کن، همان گونه که خدا به تو نیکی نموده است و هرگز در زمین در جست و جوی فساد مباش که خدا مفسدان را دوست نمی دارد.
(إِنَّ رَحْمَهَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ‌.)(۲۷)
رحمت خداوند جداً به نیکوکاران نزدیک است.
(وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‌.)(۲۸)
و نیکی کنید، زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
این ها نمونه هایی است از تعالیم قرآن در رابطه با اعتدال و میانه روی در تمام ابعاد و اجتناب از افراط و تفریط در تمام امور!!

قانون نظارت عمومی در قرآن
قرآن امر به معروف و نهی از منکر را که نظارت عمومی و کنترل مردمی گسترده و در عین حال ساده و بی معونه اجتماعی است، بر تمام افراد امت واجب کرده، آن را به طایفه و افراد خاصی منحصر ندانسته است.
قرآن با این ماده قانون، موجبات گسترش تعالیم خویش را فراهم ساخته و بر تعالیمش روح حیات و بقا دمیده و پشتوانه نیرومند تداوم و استمرار بخشیده است.
اسلام افراد اجتماع و اعضای خانواده ها را بر یکدیگر ناظر و راهنما قرار داده و هر فرد را بر دیگری مراقب و هدایت گر نموده است و در واقع بر تمام افراد مسلمان وظیفه ی یک فرد پلیس را داده که افراد دیگر جامعه را به سعادت و راه نیک راهنمایی کنند و از ظلم، ستم و فساد بازشان بدارند، یعنی به طور کلی همه ی مسلمانان به تبلیغ و اجرای قوانین اسلام و نظارت بر حسن اجرای آن، مأمور و موظف می باشند.
خواننده ی عزیز! آیا می توان سپاهی بزرگ تر، نیرومندتر و مؤثرتر از این سپاه، آن هم به رایگان به وجود آورد و این چنین به سازندگی مادی و معنوی جامعه پرداخت؟!
در عصر کنونی برای نظارت بر امور کشور نیروی وسیع انتظامی مهیا می کنند ولی با این حال نمی توانند، از تخلفات و قانون شکنی ها جلوگیری نمایند زیرا نیروی نظامی هر چه وسیع و مجهز باشد، باز هم نمی تواند در همه ی اوقات و نقاط با تمام افراد ملت همراه بوده، بر اعمال وی نظارت کند.
اما اسلام با یک طرح و برنامه ی عالی و با واجب نمودن «امر به معروف و نهی از منکر» یک سپاه انتظامی و نیرومند و گسترده ای را به وجود آورد، بسیج عمومی نموده است که با تمام سپاه و نیروهای نظامی جهان تفاوت اصولی و ماهوی دارد که بدون بودجه و هزینه اداره می گردد و در همه جا و در همه ی زمان ها و مکان ها حضور دارد و بر همه نظارت می کند و ناظر و ضامن اجرای قوانین عالیه اسلام می باشد.

قانون برابری و ملاک برتری در قرآن
از بزرگ ترین و عمیق ترین قوانین و تعالیم قرآن، قانون مساوات و برابری است که قرآن با تشیع این ماده قانون، در میان مسلمانان اتحاد، یگانگی، برابری و برادری برقرار می سازد و همه آنان را در صف واحد قرار می دهد و هرگونه امتیازات و اختلافات نژادی و طبقاتی را در میان شان لغو می سازد و تمام برتری ها و فزون طلبی ها را از ریشه برمی کند و تنها در این میان علم و تقوا را ملاک فضیلت و برتری قرار می دهد، آن جا که می گوید:
(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ. )(۲۹)
گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقواترین شماست.
(قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لاَ یَعْلَمُونَ. )(۳۰)
و بگو آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند، یکسان و برابرند؟
رسول خدا نیز می فرماید: «خداوند بزرگ، کسانی را که در دوران جاهلیت خوار و ذلیل بودند، در سایه ی اسلام، عزت بخشید و به وسیله ی اسلام نخوت و تکبر دوران جاهلیت و تفاخر به اقوام و عشیره و مباهات به پدران و نیاکان و هرگونه اختلافات طبقاتی و نژادی را از بین برد، تمام مردم جهان از سپید و سیاه و از عرب و عجم همه و همه فرزندان آدمند و خداوند آدم را از خاک آفریده است و در روز رستاخیز محبوب ترین مردم در پیشگاه خدا پرهیزگارترین آن ها خواهد بود.(۳۱)
باز می فرماید: « فضیلت دانشمندان نسبت به سایر مردم مانند فضیلت من است، نسبت به کم ترین شما.»(۳۲)
اسلام، سلمان فارسی بیگانه را به خاطر کمال ایمانش بر دیگر مسلمانان مقدم داشت تا جایی که او را از اعضای اهل بیت خود پیامبر قرار داد.(۳۳) ولی ابولهب عموی پیامبر را به علت کفر و بی دینی به عقب راند.
تاریخ زندگانی پیامبر اسلام هم نشان می دهد که وی در هیچ مورد با نسب و نژاد خویش بر دیگران برتری نجسته و با ملاک ها و امتیازات دیگری که از آن ها برخوردار بوده است و معمولاً مردم آن عصر و دوران به وسیله آن ها فخر و مباهات می کردند، به خود نبالیده است بلکه مردم را تنها به سوی ایمان به خدا و روز رستاخیز دعوت نموده و به اتحاد و یگانه پرستی رهنمون شان بوده است و از این راه توانست بر قلوب مردم حکومت کند و ریشه های عمیق تکبر و زمینه های افتخارات بی جا را از دلشان برکند و به جای آن، نهال محبت و اخوت بنشاند تا جایی که افراد ثروتمند و خاندان های شریف حاضر می گردیدند دخترانشان را به ازدواج افراد فقیر و افرادی که به نظر آنان از خاندان های به اصطلاح پست و عقب افتاده به شمار می رفتند در بیاورند و با آنان پیوند قوم و خویشی برقرار سازند.(۳۴)

نتیجه
این است که قانون قرآن و تعالیم اسلام، تمام مصالح فردی و اجتماعی را در نظر گرفته است و قوانینی را تشریع و تنظیم نموده است که می تواند پاسخگوی تمام نیازمندی های مختلف جوامع بشری بوده، بر تمام جنبه های دنیوی زندگی مادی انسان ها نظارت کند و تمام جنبه های دنیوی و اخروی را نیز تأمین نماید.
آیا با این حال در نبوت و پیامبری کسی که این همه قوانین متعالی و مترقی را آورده است، جای شک و تردید باقی می ماند؟! آن هم با توجه به این نکته که: پیامبر اسلام در میان یک مشت مردم وحشی و نادان به دنیا آمده و در میان مردمی نشو و نما نموده است که کوچکترین ارتباط و آشنایی با این گونه تعالیم عالی آسمانی نداشته اند و این تعالیم از افق فکر آنان برتر و از سطح تصورشان بالاتر بود.

پی‌نوشت‌ها:

۱- صفوهالعرفان، محمد فرید وجدی، ص ۱۱۹٫
۲-فاتحه/۶٫
۳- نساء/۵۸٫
۴-مائده/۸٫
۵-انعام/۱۵۲٫
۶- نمل/۹۰٫
۷- آل عمران/۱۸۰٫
۸- انعام/۱۴۱٫
۹- اسراء/۲۷٫
۱۰- اسراء/۲۹٫
۱۱-زمر/۱۰٫
۱۲- آل عمران/۱۴۶٫
۱۳- بقره/۱۹۴٫
۱۴- اسراء/۳۳٫
۱۵- نساء/۱۳، ۱۴٫
۱۶- زلزله/۷، ۸٫
۱۷-قصص/۷۷٫
۱۸- اعراف/۳۲٫
۱۹- بقره/۲۷۵٫
۲۰- مائده/۱٫
۲۱- نور/ ۳۲٫
۲۲- نساء/۳٫
۲۳-نساء/۱۹
۲۴- بقره/۲۲۸٫
۲۵-نساء/۳۶٫
۲۶- قصص/۷۷٫
۲۷- اعراف/۵۶٫
۲۸- بقره/۱۹۵٫
۲۹- حجرات/۱۳٫
۳۰-زمر/۹٫
۳۱- فروع کافی، ج۲، باب ۲۱« اِنَّ المؤمِنَ کُفُو المؤمِنَهِ.»
۳۲- الجامع الصغیر با شرح مناوی، ۴۳۲/۴ «فضل العالم علی سائر الناس کفضلی علی ادناکم.»
۳۳- بحارالانوار، فضایل سلمان، ج۴، باب ۷۶ «فالاسلام قدّم سلمان الفارسی لکمال ایمانه حتّی جعله من اهل البیت و اخّر ابی لهبٍ عمّ رسول الله لفکره.»
۳۴- زیاد بن لبید که از ثروتمندان و بزرگان مدینه بود، به فرمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دختر زیبا و شایسته اش زلفا را به ازدواج یک مسلمان سیاه، کوتاه قد و بی چیز سودانی به نام جویبر درآورد، در صورتی که جز اصل برابری در اسلام، عامل دیگری برای این ازدواج وجود نداشت؛ فروع کافی، ج۲، باب ۲۱٫
منبع مقاله:
خوئی، سید ابوالقاسم، (۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم.

 

http://shiastudies.net/

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن