یادداشت

اعتقاد مشترک متصوفه با مسیحیت درباره گناه نخستین

یکی از اعتقادات باطل و بی‌اساس بین برخی متصوفه، که در متون سران مشهور آنان یافت می‌شود، عدم حساسیت نسبت به گناه و ارتکاب گناه است. به‌عبارتی متصوفه معتقدند که خداوند انسان را گناه‌کار آفریده و گناه‌کاربودن، جزیی از وجود آدمی است و ارتکاب گناه نخستین توسط آدم نیز، به اراده و تقدیر خداوند بوده است. صوفی معروف ابوالقاسم قشیری در تفسیر آیه «انّی جاعِلٌ فِی الأرض خلیفه» می‌نویسد: «و همانا خداوند آن هنگام که گفت جانشینی در زمین قرار خواهم داد از سرانجام ورود آدم به بهشت خبر داد. از جمله، اقدام او به انجام کاری که موجب خروج او از بهشت می‌شود، چون زمانی که خبر داده است انسان را جانشین خود در زمین گردانیده است، ماندنش در بهشت چگونه ممکن خواهد بود؟»]لطایف الاشارات، ص۸۰[ طبق این تفسیر پیش از اینکه حضرت آدم (علیه‌السلام) با مرتکب شدن کاری، سبب خروجش از بهشت گردد، خداوند متعال انجام آن گناه را اراده کرده بود. همچنین این فرقه در انجام گناه و ضروری بودن آن برای انسان تأکید دارد، چنان‌که میبدی در کشف الاسرار بر آمیختگی وجود انسان با گناه اشاره کرده و در این‌باره گفته: «اگر گناه نمی‌کردید خداوند گروهی را می‌آفرید تا گناه کنند تا آن‌ها را بیامرزد.»]کشف الاسرار، ج۸،ص۴۴[
این عقیده‌ انحرافی متصوفه نسبت به ضروری بودن انجام گناه و گناه نخستین حضرت آدم (علیه‌السلام)، ناشی از اعتقاد مسیحیان به این مسئله است. بنا به باور مسیحیت، حضرت آدم و فرزندان او در نتیجه خوردن میوه‌ی ممنوعه، مستحق مجازات دوری از حق‌تعالی شدند و حضرت عیسی (علیه‌السلام) با مصلوب شدن خود، غرامت و تاوان آن گناه و تمامی گناهان فرزندان آدم را می‌پردازد. آگوستین، بزرگترین شخصیت کلیسای قدیم کاتولیک معتقد است که: «انسان به خودی خود فاسد و شریر است و سراسر عالم وجود بالطبع ضایع و تباه می‌باشد و انسان محکوم است به ذنب ازلی یا معصیت جبلی که از پدرش میراث برده است.»]تاریخ جامع ادیان، ص۶۴۳] و یا ژان کالوین از دانشمندان دوران تحول در مسیحیت می‌گوید: «ارتکاب گناه از سوی آدم و هبوط وی نقشه و تدبیر خدا بود.»]از شاهد قدسی تا شاهد بازاری، ص۲۳[ این باور مسیحیان و صوفیان نسبت به گناه نخستین، در نزد اسلام کاملاً مردود است. علامه طباطبایی عامل اصلی خروج حضرت آدم (علیه‌السلام) و حوا از بهشت را، تناول از آن درخت ممنوعه و آشکارشدن عورت آن‌ها می‌داند. وی در این‌باره‌ می‌نویسد: «حضرت آدم (علیه‌السلام) از ابتدا برای زندگی و موت در زمین خلق شده بود و سکونت او و حوا در بهشت، فقط برای آزمایش و آشکارشدن عورات آن‌ها و در نتیجه به زمین فرستاده شدن آن‌ها بوده است… علامه در ذیل آیه‌ی «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا …[بقره/۳۸[ فرمودیم همگی از بهشت فرود آیید» می‌گوید که تشریع دین، بعد از هبوط آدم است و قبل از دین، معصیت معنا ندارد، پس اصلاً معصیت و گناهی نبوده است تا آدم و فرزندانش گناه کنند، بلکه نهی از أکل شجره، یک خیرخواهی بوده است که اگر گوش نمی‌داد نتیجه‌اش را می‌برد.»]المیزان،ج۱، صص۱۱۸-۱۲۸[
این مطالب و عقاید صوفیان درباره گناه نخستین، که از عقاید مسیحیان اخذ شده، ثابت می‌کند که آنان نسبت به گناه و گناهکاران حساسیت چندانی نداشته و حتی به ارتکاب گناه نیز تشویق می‌کنند.

پی‌نوشت:
قشیری، ابوالقاسم، لطایف الاشارات، به‌تصحیح ابراهیم بسیونی، قاهره، مرکز تحقیق التراث(الهیئه المصریه العامه للکتاب)، چاپ دوم، ص۸۰٫
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرار و عدهالابرار، به‌تصحیح علی اصغر حکمت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۶، چاپ ششم، ج۸، ص۴۴٫
ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰، چاپ چهاردهم، ص۶۴۳٫
حجاریان، سعید، از شاهد قدسی تا شاهد بازاری، تهران، طرح نو، ۱۳۸۰، ص۲۳٫
طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق، ج۱، صص۱۱۸-۱۲۸٫
منبع: http://www.adyannet.com

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن