" /> آیا درست است که پادشاه عربستان وهابی است ؟ - وهابیت
پرسش و پاسخ

آیا درست است که پادشاه عربستان وهابی است ؟

 

آیا درست است که پادشاه عربستان وهابی است ؟

 

خاندان سعود که قدرت را در عربستان در اختیار دارند پیرو آیین وهابیت هستند . ونقش اساسى در ترویج و گسترش این آیین داشته اند . براى روشن شدن نقش خاندان سعود در شکل گیرى و گسترش وهابیت به روند شکل گیرى آیین وهابیت به اختصار اشاره مى کنیم آیین وهابیت ، به ظاهر زاییده اندیشه « محمدبن عبدالوهاب » نجدى است ولى ریشه هاى آن مربوط به احمد بن عبد الحکیم معروف به این تیمیه است و نگاشته هاى او بنیادهاى اعتقادى وهابیان را تشکیل مى دهد . زمانى که « ابن تیمیه » آرا و عقائد خود را درباره زیارت قبر پیامبر ( ص ) و مسافرت براى آن آشکار ساخت و آن را حرام دانست از طرف علما و دانشمندان اهل سنت مصر و شام ، مورد نقد قرار گرفت و افزون بر مخالفت قضات چهارگانه اهل سنت ، سران آنان در مصر و شام به تفسیق او پرداخته و او را فردى منحرف معرفى کردند . « ذهبى » دوست معاصر « ابن تیمیه » ، در نامه دوستانه اى او را در اشاعه و گسترش فساد ، همتاى حجّاج خواند . ( تکمله السیف الصیقل ، ص ۱۹۰ ) به نقل از جعفر سبحانى ، پرسشها و پاسخها ، تهران : موسسه سید الشهدا ، ۱۳۶۹ ، ص ۲۶۸ ) غائله ابن تیمیه با مرگ او فروکش کرد . شاگرد معروف او « ابن القیم » ، به ترویج آراى استاد پرداخت ولى چندان نتیجه نگرفت . و با مرگ او ، مکتب استادش به دست فراموشى سپرده شد .

در اواسط قرن دوازدهم هجرى بار دیگر اندیشه هاى « ابن تیمیه » به وسیله شخصى به نام « محمد » فرزند « عبدالوهاب » در سرزمین « نجد » احیا شد .

پدر « عبدالوهاب » با عقاید فرزند خود مخالف بود از این رو ، تا پدر در قید حیات بود ، وى از اظهار آنها خوددارى مى کرد . و با مرگ پدرش او عرصه را براى نشر عقاید خود مناسب دید لذا با همکارى امیر شهر « عُیَیْنَه » به نام « عثمان بن حمد » ، به نشر آنها پرداخت . چیزى نگذشت که « عثمان » از طرف امیر « احساء » ، مورد توبیخ قرار گرفت . او نیز ناچار شد عذر « شیخ » را بخواهد و او را از « شهر » بیرون کند .

« شیخ محمد » در سال ۱۱۶۰ ه . ق از شهر « عیینه » بیرون رفت و رهسپار « درعیه » شد . در آن زمان ریاست شهر با « محمدبن سعود » ، ( جد آل سعود ) بود سرانجام میان آن دو ، ارتباط برقرار شد . امیر شهر ، به او وعده پشتیبانى داد و او نیز به امیر ، نوید قدرت و غلبه بر بلاد داد .

شیخ دعوت خود را تحت عنوان « توحید » و مبارزه با شرک آغاز کرد و دیگران – به جز خود و پیروان مکتبش – را مشرک معرفى کرد . حملات او به اطراف و اکناف نجد ، آغاز گردید . که با نبردهاى خونین بر سواحل خلیج فارس و تمامى منطقه حجاز تسلط یافتند . در سال ۱۲۱۶ ه . ق « امیر سعود » وهّابى ، سپاهى مرکب از بیست هزار مرد جنگى تجهیز کرد و به شهر کربلا حمله ور شد . کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائران ایرانى و ترک و عرب بدان ، روى مى آوردند . سعود پس از محاصره شهر ، سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختى از مدافعان و ساکنان آن نمود .

سپاه « وهابى » چنان رسوائى در شهر کربلا به بار آورد که به وصف نمى گنجد . پنج هزار تن یا بیشتر ( تا بیست هزار هم نوشته اند ) را به قتل رسانیدند . پس از آنکه « امیر سعود » از کارهاى جنگى فراغت یافت ، به طرف خزینه هاى حرم امام حسین ( ع ) متوجه شد . این خزاین ، از اموال فراوان و اشیاء نفیسى انباشته بود ، وى هر چه در آنجا یافت ، برداشت و به غارت برد ! !

« وهابیان » در مدت متجاوز از دوازده سال ، گاه و بى گاه به شهر کربلا و اطراف آن ، مى گفتند و نیز به شهر « نجف » حمله برده و آنجا را غارت مى کردند . نخستین حمله در سال ۱۲۱۶ ه . ق بود . این هجوم در روز « عید غدیر » آن سال انجام گرفت .

حملات وهابیان به جدّه ، مکه ، مدینه ، سوریه و عراق ، بیش از آن است که در اینجا بیان گردد . پیوسته جنگ هاى خونین بین حکومت عثمانى از طریق امراى مصر و وهابیان وجود داشت . گاهى بر اثر ضعف دولت عثمانى ، وهابیان بر طائف ، مکه و مدینه دست یافته و آثار و مشاهد اسلامى را ویران مى کردند و اموال را به غارت مى بردند . سرانجام از آنجا به نجد طرد مى شدند و عثمانى ها تسلط خود را بر این مناطق با گماشتن خاندان « شریف » بر ریاست حرمین حفظ مى کردند .

در جنگ جهانى اول با اشغال شام و اردن و عراق از طریق دولت هاى بزرگ ( مانند بریتانیا و فرانسه ) ، وحدت کشورهاى عربى از هم گسست و هر نقطه اى از این بلاد ، به امیرى سپرده شد .

بلاد نجد ، به آل سعود – که بزرگ آنها در آن روز « عبدالعزیزبن سعود » ( پدر شاه فهد ) بود – واگذار گردید . این مسأله به جهت همکارى نزدیک وى با بریتانیا ، در شکستن قدرت دولت عثمانى بود . این واگذارى ، تحت شرایطى استعمارى انجام گرفت که در تاریخ مذکور است .

بعدها مصالح بریتانیا و جهان استعمار ، ایجاب کرد که بر قلمرو قدرت وهابیان ، افزوده شود و حرمین شریفین و منطقه حجاز ، در اختیار آل سعود قرار گیرد . از این رو ، با برنامه ریزى خاصى – که بریتانیا در آن دست داشت – در سال ۱۳۴۴ ه . ق وهابیان ، حرمین شریفین را پس از یک جنگ خونین تصرف کردند و تنها در طائف دوهزار تن از عالمان بزرگان و زنان و مردان را کشتند به گونه اى که خود « عبدالعزیز » بر این جنایت اعتراف کرد ! در نتیجه ، به حکومت خاندان « شرفا » در این سرزمین خاتمه داده شد و این دو منطقه وسیع اسلامى – به ضمیمه نجد و حجاز – به نام « سعودى » در دفاتر دولت هاى بزرگ استعمارى ، ثبت شد . نام « نجد » و « حجاز » منسوخ گردید و عبدالعزیز خود را در سال ۱۳۵۰ ه . ق ( ۱۳۱۰ ه . ش ) شاه دو منطقه خواند و کشور به نام « مملکت عربى سعودى » – نه اسلامى – نام گذارى شد . وى تا سال ۱۳۳۴ ه . ش زمام امور را به دست داشت و پس از درگذشت او فرزندان وى به نام هاى : سعود ، فیصل ، خالد ، فهد ، عبداللَّه حاکمان این سرزمین بوده و هستند . ( جعفر سبحانى ، پرسشها وپاسخها ، ص ۲۶۷ – ۲۷۱ ) براى اطلاع بیشتر . ک به : فرهنگ جامع سیاسى ، محمود طلوعى ، تهران : علم ، ص ۴۰ و ص ۶۱۴ تا ۶۱۷ )

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن