" /> آیا عثمان ملقب به ذو النورین بود؟ - وهابیت
مقالات

آیا عثمان ملقب به ذو النورین بود؟

آیا عثمان ملقب به ذو النورین بود؟
یکی از القابی که اهل سنت برای عثمان قرار می دهند و به این لقب افتخار می کنند،”ذو النورین”است
حالا چرا این لقب را به او می دهند؟
چون آن ها قائل هستند که عثمان از آن جهت که دو دختر رسول اکرم صلى الله علیه و آله (رقیه و ام کلثوم) را یکى پس از دیگرى بزنى گرفت، ملقب به ذو النورین شد
در پاسخ به این سوال به چند نکته باید توجه کرد
نکته اول:
آیا واقعا پیامبر دخترانی به این نام”رقیه و ام کلثوم”داشت؟
در تاریخ می خوانیم که حضرت زهرا تنها کسی بود که پدر را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد.در این موقع رقیه و ام کلثوم کجا بودند؟
چرا در تاریخ هیچ رابطه ای بین پیامبر و ام کلثوم و رقیه دیده نمی شود؟
نکته دوم:
فرض کنیم که چنین ازدواجی صورت گرفته باشد،ولی آیا هر ازدواج دلیل می شود که دو طرف دارای عقاید مشترکی می باشند؟مگر امکان ندارد که دو طرف ازدواج در زمانی دارای عقاید مشترکی باشند ولی در زمانی دیگر با هم اختلاف پیدا کنند؟
پس صرف ازدواج باعث ملقب شدن کسی به ذو النورین نمی شود
نکته سوم:
فرض کنیم که لقب “ذو النورین”مناسب با شان ابوبکر باشد،چیزی که مهم است حفظ این لقب است
در قرآن درباره بلعم باعورا می خوانیم که:
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون‏(اعراف آیه ۱۷۶)؛ و اگر مى‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا مى‌‏بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستى گرایید، و از هواى نفس پیروى کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‌آورد، و اگر او را به حال خود وا گذارى، باز همین کار را مى‌کند؛ (گویى چنان تشنه دنیا پرستى است که هرگز سیراب نمى‌شود! (این مثل گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیاندیشند (و بیدار شوند).
همانطور که ملاحظه می‌کنید در این آیه قرآن اول بلعم باعورا آن دانشمند دنیا پرست را مدح می‌کند و می‌فرماید ما آیات خود را به او دادیم ولی بعدا او را تشبیه به سگ می‌کند. پس ملاک و معیار، حفظ ایمان تا آخر عمر است
نکته چهارم:
از احادیثی که اهل سنت به آن بر “ذوالنور”بودن عثمان استدلال می کنند حدیث زیر است
حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، نا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمِصْرِیُّ، نا یُوسُفُ بْنُ مُوسَى، نا عَلِیُّ بْنُ جَمِیلٍ، نا جَرِیرٌ، عَنْ لَیْثٍ، عَنْ مُجَاهِدٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: ” مَا فِی الْجَنَّهِ شَجَرَهٌ إِلا مَکْتُوبٌ عَلَى وَرَقِهَا لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، أَبُو بَکْرٍ الصِّدِّیقُ، عُمَرُ الْفَارُوقُ، عُثْمَانُ ذُو النُّورَیْنِ، عَلِیٌّ الرِّضَا، عَلَیْهِمُ السَّلامُ ”

در بهشت درختی است که روی آن نوشته شده است ..عثمان ذو النورین است
در پاسخ به این حدیث باید توجه داشت که یکی از راویان این حدیث،علی بن جمیل است،که از علمای رجال از جمله ذهبی، درباره این شخص می گوید”جایز نیست کسی از این شخص حدیث نقل کند”(الموضوعات ج ۱ ص ۲۵۱)
از دیگر راویان این حدیث شخصی به نام”لیث”است که این شخص هم علمای رجال اهل سنت،از جمله ذهبی،احادیث او را قبول نمی کنند(الکاشف ج ۲ ص ۱۵۱)

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن