مقالات

آیا شیعه ارزشی برای زنان پیامبر اکرم قائل است؟

آیا شیعه ارزشی برای زنان پیامبر اکرم قائل است؟
یکی از ایرادهایی که اهل سنت به شیعه می‌گیرد این است که:چرا شیعه نسبت به زنان پیامبر اهانت می‌کند؟چرا شیعه نسبت به آن‌ها بدبین است و به آن‌ها نسبت زشتی می‌دهد؟چرا شیعه با این که در قرآن آمده است که:زنان پیامبر مانند مادران مومنین هستند(احزاب آیه ۶)باز احترامی برای آن‌ها قائل نیست؟
پاسخ:
نکته اول:
یک شیعه واقعی هیچ‌گاه فحش و ناسزا به زنان پیامبر را امری معقول نمی‌داند،نه تنها به زنان پیامبر بلکه به اعتقاد قرآن،فحش دادن به بت ها هم امری مورد نهی است
وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم‏(۱) (به معبود) کسانى که غیر خدا را مى‏خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند!
نکته دوم:
اما اگر قرآن در سوره احزاب زنان پیامبر را به مادران تشبیه می‌کند، بهتر است برای روشن شدن این تشبیه به تفاسیر رجوع کنیم
طبق تفاسیر اهل سنت، تشبیه آنان به مادران مؤمنین، تشبیه به برخى از آثار مادرى است و شامل همه آثار آن نشده
امری هم که در این بین واضح است این است که کسى نمى‌تواند ادعا کند که همسران پیامبر با همه مؤمنان محرم هستند و تمام احکام و آثار محرمیت بین آن‌ها برقرار است و نیز نمى‌تواند ادعا کند که مؤمنان از همسران پیامبر ارث مى‌برند و آن‌ها نیز از تمام مؤمنان ارث خواهند برد و…
از تفاسیر اهل سنت استفاده می‌شود این است که منظور از این تشبیه، حرمت ازدواج با خود آن‌ها بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله است و بیشتر از آن از آیه استفاده نمى‌شود.
محمد بن ادریس شافعى در کتاب الأم در این باره مى‌نویسد:
«النبی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» وقال: «وما کان لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوَاجَهُ من بَعْدِهِ أَبَدًا» فَحَرَّمَ نِکَاحَ نِسَائِهِ من بَعْدِهِ على الْعَالَمِینَ لیس هَکَذَا نِسَاءُ أَحَدٍ غَیْرِهِ…
فَقَوْلُهُ «أُمَّهَاتُهُمْ» یَعْنِی فی مَعْنًى دُونَ مَعْنًى وَذَلِکَ أَنَّهُ لَا یَحِلُّ لهم نِکَاحُهُنَّ بِحَالٍ وَلَا یَحْرُمُ علیهم نِکَاحُ بَنَاتٍ لو کُنَّ لَهُنَّ کما یَحْرُمُ علیهم نِکَاحُ بَنَاتِ أُمَّهَاتِهِمْ اللَّاتِی وَلَدْنَهُمْ أو أَرْضَعْنَهُمْ….
«پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مى‏شوند» و خداوند فرموده: « و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید» پس خداوند ازدواج با همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله را بعد از آن حضرت بر جهانیان حرام اعلام کرده است و این حکم شامل زنان دیگران غیر از پیامبر نمى‌شود…
این گفته خداوند که آن‌ها مادران مؤمنان هستند، شامل همه آثار و معانى «مادر» نمى‌شود و به این معنا است که در هیچ حالى ازدواج با آن‌ها حلال نیست؛ اما ازدواج با دختران همسران پیامبر حرام نیست؛ در حالى که ازدواج با دختر مادران خودشان که او را به دنیا آورده یا شیر داده حرام است.(۲)
نکته سوم:
ببینیم نظر قرآن درباره زنان پیامبر چیست؟
. قرآن در آیه‌ای می‌فرماید: «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَهُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیرٌ»؛ «اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.»(۳)
بخارى در روایتی به نقل از خلیفه دوم مى‌نویسد که آن دو زنى که بر ضد رسول خدا هم پیمان شده بودند، عائشه و حفصه بودند: «حدثنا عَلِیٌّ حدثنا سُفْیَانُ حدثنا یحیى بن سَعِیدٍ قال سمعت عُبَیْدَ بن حُنَیْنٍ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما یقول أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ فقلت یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فما أَتْمَمْتُ کَلَامِی حتى قال عَائِشَهُ وَحَفْصَهُ.»؛ «از ابن عباس نقل شده است که مى‌گفت: مى‌خواستم از عمر سؤال کنم که اى امیرمؤمنان ! آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم‌ پیمان شدند، چه کسانى بودند؟ سخنم را تمام نکرده بودم که عمر گفت: حفصه و عائشه بودند.»(۴)
آیا کسی که طبق تصریح قرآن قلبش از حق منحرف شده و طبق شان نزول بر ضد پیامبر اکرم هم پیمان شدند، شایسته این همه مدح و ستایش است؟
یا حتی درباره عایشه که یکی از مسببان جنگ جمل بود در تاریخ آمده است که:
عایشه هر گاه از جنگ جمل یاد می کرد به حدی می گریست که مقنعه او از اشک هایش تر می‌گشت و بیهوش می‌شد و گاهگاهی می‌گفت: کاش پیش از آنکه به بصره می‌رفتم بیست سال قبل از آن مرده بودم تا مرتکب چنین عملی نمی‌شدم.(۵)
به همین علت ما می‌گوییم فرض می‌کنیم که زنان پیامبر قابل ستایش هستند، ولی عقل حکم می‌کند که این ستایش و مدح تا زمانی است که از اطاعت خدا خارج نشوند.
حضرت علی(ع) می‏فرماید: «زنان پیامبر(ص) به منزله مادران در حرمت ازدواج، ابدی‏اند، و مستحقّ تعظیم‏اند، مادامی که طاعت خدا را بکنند»، (۶)
نکته چهارم:
خوب است کسانی که می‌گویند شیعه توهین به عایشه می‌کند کمی هم به کتاب‌های خودشان نگاه کنند تا ببیند آیا صحابه نسبت به عایشه توهین می‌کرده اند یا شیعه؟
ناسزای زینب بنت جحش همسر رسول خدا (ص) به عائشه :
گذشت که در بخاری و مسلم و سنن ابی داود آمده است که او به عائشه دشنام داد و عائشه نیز متقابلا به او دشنام داد :
فَأَرْسَلْنَ زَیْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ فَأَتَتْهُ فَأَغْلَظَتْ وَقَالَتْ إِنَّ نِسَاءَکَ یَنْشُدْنَکَ اللَّهَ الْعَدْلَ فی بِنْتِ بن أبی قُحَافَهَ فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حتى تَنَاوَلَتْ عَائِشَهَ وَهِیَ قَاعِدَهٌ فَسَبَّتْهَا
همسران پیامبر زینب بنت جحش (همسر پیامبر) را فرستادند .(۷)
او به نزد پیامبر ’ آمده و به درشتی سخن گفت ! و افزود که زنان تو از تو می‌خواهند که عدالت را بین زنان اجرا کنی ! و صدای خویش را بالا برد ! و سپس سخن خود را به سوی عائشه متوجه کرده در حالی که او نشسته بود ، به عائشه دشنام داد !

ناسزای حکیم بن جبله به عائشه:
وکان حکیم بن جبله فیمن غزا عثمان (رض) وکان یسب عائشه (رض).حکیم بن جبله از کسانی بود که با عثمان جنگید و به عائشه دشنام می‌داد. (۸)
ابن اثیر درباره حکیم بن جبله می‌گوید: أدرک النبی صلى الله علیه وسلم … وکان رجلا صالحا له دین مطاعا فی قومه وهو الذی بعثه عثمان على السند.او رسول خدا ’ را درک کرده است … شخص صالح ، دین‌دار و از روسای قوم خویش بود و او بود که عثمان او را والی بر سند کرد .(۹)
منابع:
[۱ ] انعام آیه ۱۰۸
[ ۲] الشافعی، ابوعبد الله محمد بن إدریس (متوفاى ۲۰۴هـ)، الأم، ج۵، ص۱۴۱، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۳هـ.— الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفاى۳۱۰)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۲۱، ص۱۲۲،و….
[۳ ] تحریم، آیه ۴
[۴ ] صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۸۶۸، ح۴۶۳۰
[ ۵] ابن اعثم کوفی، الفتوح، ص۴۴۱
[۶ ] نهج‏البلاغه،امام علی، خطبه ۱۱۸
[۷ ] صحیح البخاری ج ۲ ص ۹۱۱ ش ۲۴۴۲
[ ۸] مقتل الشهید عثمان، محمد بن یحیى بن أبی بکر المالقی الأندلسی، ج۱ ص۲۲۸
[۹ ] أسد الغابه لابن الأثیر ج ۲ ص ۴۰ .

[ ]
[ ]

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن