مقالات

چرا امام حسین (علیه السلام) آب به همراه خود نبرد؟

کارشناس وهابی,در یکی از نوشته هایش ایرادی به قیام امام حسین علیه السلام کرده بود که:
چرا حضرت حسین آب کافی همراه نبرده بود،چرا حضرت حسین تلاشی برای حفر چاه نکرد معمولا انسان باید وقتی سفر بیابان در پیش دارد از چاه های وسط راه آب کافی بردارد حضرت حسین که در محاصره دراز مدت قرار نگرفته بود که آب کاراوان به یکباره تمام شود، چرا باید برای یک هفته آب ذخیره نمیداشت؟چرا برنامه ای برای ذخیره آب نداشتند؟

چند نکته در پاسخ به این سوال:
نکته اول:
به نظر می رسد گوینده این شبهه,هدفش این بوده که:حالت مظلومیت و عطش را در کربلا کم اهمیت جلوه دهد,در حالی که منابع تاریخی خلاف این ادعا است
در کتب تاریخی آمده است:
اینان میان حسین (ع) و آب مانع گشتند و تشنگى بر امام و یارانش غلبه کرد. حسین (ع) تیشه‏اى برداشت و پشت خیمه زنان آمد و نوزده گام به سوى قبله برداشت. سپس آنجا را کند و چشمه‏اى از آب گوارا از آن جوشید! حسین نوشید و همه مردم نیز نوشیدند و مشکهایشان را پر کردند. سپس آن چشمه فرو رفت و هیچ نشانى از آن دیده نشد!
(ظاهر امر نشان می دهد که جوشش آب در آن سرزمین شبیه به معجزه و هدف از آن تقویت حس مذهبی یاران بوده است)
چون این خبر به گوش عبیداللَّه رسید به عمر سعد نوشت: «شنیده‏ام که حسین (ع) چاه مى‏کند و به آب مى‏رسد و او و یارانش از آن مى‏نوشند. چون نامه‏ام به تو رسید در این باره تحقیق کن و تا مى‏توانى آنان را از کندن چاه باز دار. بر آنان تنگ بگیر و اجازه چشیدن یک قطره آب را به آنان مده! و با آنها چنان کن که با عثمانِ پاک، کردند. والسلام‏
مقتل الحسین، خوارزمى، ج ۱، ص ۳۴۶، به نقل از الفتوح، ج ۵، ص ۱۶۲
تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۳۱۱- ۳۱۲؛
انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۸۹٫
چون این خبر به عمر سعد رسید به عمرو بن حجاج فرمان داد که با پانصد سوار به کنار شریعه برود و میان حسین و یارانش و میان آب مانع گردد.
این قضیه سه روز پیش از شهادت حضرت بود و در نتیجه حسین و یارانش تشنه ماندند
الاخبار الطوال، ص ۲۵۵
در مورد عبدالله بن ابی حصین الازدی، نقل شده است که امام حسین(ع) را خطاب کرد و فریاد زد: «ای حسین آیا این آب را می بینی که مانند قلب آسمان صاف است تو یک قطره از آن را نخواهی چشید تا آنکه از تشنگی بمیری».
تاریخ طبرى، ج ۷، ص ۳۰۶
——-
نکته سوم:
تلاش امام و یارانش برای دسترسی به آب از طریق شریعه فرات
پس از تحریم آب، یک مرتبه حضرت علی اکبر(ع) با تعدادی از اصحاب به سمت شریعه حرکت کردند و آب آوردند
امالی شیخ صدوق، مجلس ۳۰٫
یک بار دیگر هم، حضرت ابالفضل(ع) با نافع بن هلال که سی سوار و بیست پیاده همراه ایشان بود به سمت شریعه رفتند آنها در پی نبردی با لشگریان عمرو بن حجّاج توانستند بیست مشک را پر از آب کرده به نزد امام حسین(ع) باز گردند
وقعه الطف، ص ۱۵۲٫
طبری این ماجرا را اینگونه نقل می کند: چون یاران نافع نزدیک رسیدند به پیادگان گفت: «مشکها را پر کنید.» پیادگان هجوم بردند و مشکها را پر کردند. عمرو بن حجاج و یارانش پیش دویدند. عباس بن على بن ابى طالب و نافع بن هلال به آنها حمله بردند و پسشان زدند که به جاى خویش بازگشتند، آنگاه گفتند: «برویم.» اما راهشان را گرفتند. عمرو بن حجاج سوى آنها آمد و درگیرى اندکى شد، یکى از یاران عمرو بن حجاج، که از طایفه صداء بود، زخم خورد، نافع بن هلال زخمش زده بود، مى‏پنداشت چیزى نیست اما پس از آن بدتر شد و از همان زخم بمرد. گوید: یاران حسین با مشکها بیامدند و آب را پیش وى بردند:
تاریخ ‏الطبری، ترجمه، ج‏۷، ص۳۰۰۷٫
نکته دوم:
اما این که بعضی ها می گویند که کربلا سرزمینی جلگه ای می باشد و با حفر چند متر به آب می رسد نادرست است. چرا که با توجه به علم زمین شناسی همه جلگه ها سرسبز و آبخیز نیستند. بلکه برخی از جلگه ها آب و هوایی گرم و خشک دارند که به آنها دشت می گویند
ویکی پدیا، واژه جلگه.
امروزه جلگه ها و دشت های جنوب و جنوب باختری ایران در نواحی خوزستان از این قسم می باشند. ولی با وجود داشتن آب و هوایی گرم و خشک، به علت عبور رودخانه های پر آب و دایمی؛ از امکانات زیستی، کشاورزی و اقتصادی نسبتا مساعدی برخوردارند.
( ژئوتوریسم خوزستان، مریم السادات میرکاظمیان،ص۸ )
پس منافاتی ندارد که یک سرزمین (مثل کربلا )دارای آب و هوایی گرم باشد و در عین حال جلگه ای باشد

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن