مقالات

ضعف و نقص در ذات اهورامزدا ؟

 

همه پیامبران برای گسترش نیکی ها در جهان گام برداشتند و ما نیز به همه پیامبران الهی ایمان داریم. آنچه در ادامه می آید، نه خرده گیری از پیامبران، بلکه بیان عقیده یِ راستین ِتحریف نشده و مقایسه آن با عقیده ای تحریف شده است. از دیدگاه اسلام (برخلاف دین زرتشتی) صفات خداوند عین ذات خداوند هستند. این مسئله از لحاظ عقلی نیز ثابت است:

مقدمه اول: فرض بگیریم که « X » صفتی از صفات کمالیه ی خداوند است. در این صورت اگر X همواره وجود نداشته باشد، خداوند کامل مطلق نیست. در حالیکه می دانیم خداوند کامل مطلق است. پس X همواره وجود دارد. مقدمه دوم: هر موجودی و هر مفهومی یا وجودش بالذات است (یعنی خودش هست. متکی بر خود است.) یا اینکه بالغیر است. (یعنی وجودش متکی بر دیگری است.) پس X وجودش یا بالذات است یا بالغیر. اگر X وجودی غیر از خدا داشته باشد و متکی به ذات خود باشد، در این صورت «وجود بالذات، یا همان مفهومی که در حال حاضر واجب بالذات است.» متعدد خواهد بود. در حالیکه می دانیم « واجب بالذات » متعدد نیست. بلکه فقط خداوند، واجب بالذات و وجودش متکی به خود است. پس X یا وجودی غیر از خداوند ندارد (یعنی عین ذات خداوند است) یا اینکه وجودش متکی به غیر است (یعنی وجودش و ذاتش غیر از وجود خداوند ولی متکی به اوست.) مقدمه سوم : اگر وجود X متکی به غیر باشد، پس در این صورت خداوند فاقد X است و در نتیجه کامل مطلق نیست و با معلول خود نیز سنخیت ندارد. (یعنی X صفتی کمالیه است اما خداوند در ذات خودش فاقد این صفت کمالیه و در نتیجه فاقد کمال مطلق است.) در نتیجه : حال که ما می دانیم خداوند کامل مطلق است و با معلول خود سنخیت دارد، پس وجود X یا همان صفت خداوند، متکی به خود است. پس X وجودی غیر از خداوند ندارد. بلکه عین ذات اوست.

این گفتار در نهج البلاغه، بر مبنای سخن امیرالمؤمنین علی علیه السلام، به صراحت بیان شده است، که از باور به «دو تا بودن صفت و موصوف» در رابطه با خداوند نهی می کند. یعنی خداوند که موصوف است، با صفتش دو تا نیست بلکه یکی است. در نتیجه صفت وی عین ذات اوست. نه جدا از ذات او. صفت خداوند قرین ذات خداوند نیست. بلکه عین ذات اوست. [۱] همچنین روایتی معتبر از امام جعفر صادق عليه‏ السلام که امام فرمودند صفات کمالیه ی خداوند عین ذات اوست. نه متمایز از ذات وی. [۲]

لیکن در منابع دین زرتشتی از جمله گاتهای اوستا، صفات اهورامزدا خارج از ذات وی هستند. مقدمه ای در بیان دیدگاه دین زرتشتی :

موبد فیروز آذرگشسب به صراحت در مقدمه گاتها فرمودند که امشاسپندان صفات اهورامزدا هستند.[۳] موبد کوروش نیکنام، می گویند که شش فروزه و صفت بین انسان و خدا مشترک است. [۴] و در جایی دیگر نیز تأکید می کنند که فروزه به معنی صفت است.[۵] پس روشن است که ایشان امشاسپندان را صفات اهورامزدا می دانند. علی اکبر دهخدا نیز در فرهنگ واژگان خود، می گویند که فروزه به معنی صفت است که مقابل ذات قرار دارد.[۶] و همچنین موبد کامران جمشیدی نیز می گویند که برای شناخت اهورامزدا باید به فروزه هایش توجه کرد. [۷] و در ادامه می گوید که انسان هم می توان متصف به این فروزه ها گردد. سپس این هفت فروزه (شش+یک ویژگیِ) که همان امشاسپندان باشند، را چنین بر می شمارند: سپنتامینو  Spentâ mainyu، وهومن Vohumana، اشا Ashâ، خشترا Khshathra ، آرمیتی Ârmaiti، هئوروتات Haurvatât، امرتات Ameretât . گذشته از این گفتارها، دکتر منوچهر منوچهرپور، نویسنده و پژوهشگر زرتشتی نیز می گویند: «امشاسپندان صفاتِ برگزیده‌ی اهورامزدا را نامند.» [۸] دکتر آبتین ساسانفر نیز  تأکید دارند که امشاسپندان، صفات اهورامزدا هستند. [۹] شادروان موبد جهانگیر اوشیدری، رئیس اسبق انجمن موبدان تهران در کتاب دانشنامه مزدیسنا  چنین می گویند که امشاسپندان در لغت به معنی مقدسان بی مرگ است که این ها از صفات پاک اهورامزدایند. [۱۰] حال با قبول سخن موبدان زرتشتی در می یابیم که امشاسپندان، صفات پاک اهورامزدا هستند لیکن با نگاهی به متن اوستا و مخصوصاً گاتها متوجه می‌شویم که این صفات خارج از ذات اهورامزدا هستند. دلایل :

۱. در بند دهم از هات چهل و سوم گاتها، ترجمه ی موبد رستم شهزادی چنین آمده است که امشاسپند وهومن از جانب خدای بزرگ برای بندگان، هدایت و رهنمایی به ارمغان می آورد. همین نشانگر این است که وی به صورت موجودی خارج از ذات اهورامزدا است. نه عین ذات اهورامزدا. [۱۱]

۲. در ترجمه دکتر جعفری، ایشان در ترجمه پاره ی دوم از هات پنجاه و یکم می نویسند: «این کارها را ای خدای دانا، نخست به تو سپس به راستی و پس از آن به آرامش پیشکش می کنم.» [۱۲] ایشان در ترجمه ی خود، امشاسپند اردی بهشت را به معنی لغوی اسم آن، به صورت «راستی» و همچنین امشاسپند آرمیتی را به صورت «آرامش» و امشاسپند خشترا یا همان شهریور را نیز به صورت «شهریاری» و امشاسپند وهومن را به صورت «منش نیک» ترجمه نمودند. در این گفتار روشن است امشاسپندان پس از اهورامزدا و در مراتب پایین تری قرار گرفته اند. از آنجایی که سراینده، کردار خود را نخست به اهورامزدا و «سپس» به دیگر امشاسپندان تقدیم می نماید. لذا نمی توان آنان را عین ذات اهورامزدا دانست.

۳. در گاتها، ترجمه شادروان پروفسور شوشتری، هات سی و دوم، بند نهم چنین آمده است که سراینده از مزدا و اشا درخواست یاری می کند. ایشان در تفسیر متن گاتها به صراحت از تمایز ذات اهورامزدا و امشاسپند اشا سخن می گویند: «ای مزدا و ای اشا به شما هر دو التجا می کنیم که چنین آموزش و آموزگاران بد کامیاب نگردند.» [۱۳] به عبارت «به شما هر دو …» دقت کنید که نشان می دهد اهورامزدا و اشا دو وجود، دو مفهوم و دو ذات اند نه یک ذات واحد. در نتیجه بین ذات اهورامزدا و امشاسپند اشا تمایز هست.

۴. و همچنین در سرود چهل و چهارم، بند سوم آمده است: «کدام کس آفریننده و نخستین پدر معنوی اشا است؟» که این گفتار نشان می دهد امشاسپندِ اشا، مخلوق اهورامزدا است نه عین ذات او. [۱۴]

۵. در هات چهل و نهم، بند هفتم آمده است: «ای مزدا هر یک بشنود با وهومن و بشنود با اشا و نیز شما ای اهورا گوش دهید که … » [۱۵] در این جا نیز به روشنی چنین است که امشاسپندان عین ذات اهومرامزدا نیستند. به عبارت « و نیز … » دقت کنید. که نشان می دهد امشاسپندان در ذات و ماهیت مستقل از اهورامزدا هستند.

۶. و در سرود پنجاه و یکم، بند دوم چنین آمده است: «این اعمال، ای مزدا به شما تقدیم می شوند و بعد به اشا و ای آرمایتی به شما. به من نیروی اراده بنمایید و به وسیله وهومن توفیق پرستش ببخشید.» [۱۶] به واژه ی «و بعد…» دقت کنید که روشن است امشاسپندان هریک جدا از ذات اهورامزدا و در مرتبه ای پایین تر قرار گرفته اند.

۷. در گاتهای اوستا ترجمه ی اول شادروان پورداود، بر اساس پژوهش کریستین بارتولومه، هات چهل و سوم، بند سیزدهم: «آنگاه تو را مقدس شناختم ای مزدا اهورا وقتی بود که وهومن به سوی من شتافت تا آنکه از آرزو و خواهش من آگاه گردد.» [۱۷] وهومن از زرتشت سؤال می کند تا « … آگاه گردد. » پس صفت اهورامزدا ، آکاهی ندارد. جاهل است.

۸. در ترجمه ی هات چهل و چهارم ، بند هفتم چنین آمده است: «از تو می پرسم ای اهورا به راستی مرا از ان آگاه فرما. کیست آفریننده ی خشترا و آرمیتی ارجمند ؟…» [۱۸] همانگونه که روشن است در این گفتار نیز امشاسپندان (خشترا، آرمیتی و …) مخلوق اهورامزدایند نه عین ذات وی.

۹. در هات سی و یکم گاتها، بند چهارم، ترجمه دوم استاد پورداود، آمده است: «هر آنگاه راستی خوانده شد و مزدا و سروران دیگر و اشی و سپندارمذ نیز، پس آنگاه ای بهمن آرزومندم از برای خویش شهریاری نیرومند ( ایزدی ) تا از بالندگی آن به دروج چیره شویم.» [۱۹]  که همین نشان می دهد ایزد اشی و سپندارمذ و دیگر ایزدان و امشاسپندان و … عین ذات اهورامزدا نیستند. بلکه در ذات و ماهیت مجزا هستند.

۱۰. در اوستا، یشتها، ارت یشت (اشی یشت) پاره دوم: «اشی دختر اهوره مزدا و خواهر امشاسپندان است. اوست که با خرد سوشیانت ها فراز آید.» [۲۰] در اوستا، یشت اول، مشهور به هرمزد یشت، پاره بیست و پنجم آمده است که امشاسپندان، آفریدگانِ اهورامزدا هستند.[۲۱] روشن است که مخلوقات اهورامزدا، عین ذات او نیستند. و همچنین در همین یشت، بند شانزدهم، زرتشت به ایزد اشی میگوید: «اهوره مزدا بزرگترین و بهترین ایزدان، پدر تست. سپندارمذ مادر تست.» [۲۲] پس نشان می دهد که امشاسپند آرمیتی (سپندارمذ) بر اساس انچه گفته شد ، مخلوق اهورامزداست و البته همسر او نیز هست! پس عین ذات وی نیست.

۱۱. در اداویرافنامه، با نام درست ارتاک ویراز نامگ نیز تصریح شده است که امشاسپندان (صفات اهورامزدا) عین ذات اهورامزدا نیستند. در یکی از فقرات این کتاب که شرح عروج معنوی یکی از پیامبران زرتشتی است، در فقره یازدهم چنین آمده است که ویراز گوید من به نزد امشاسپند بهمن رفتم و او نیز از تخت زرین خود برخاست و دست مرا گرفت و مرا نزد اهورامزدا و دیگر قدیسین برد. سپس بهمن (وهومن) اهورامزدا را به ارداویراف (ارتاک ویراز) نشان داد.[۲۳] که روشن است امشاسپند وهومن عین ذات اهورامزدا نیست.

۱۲. موبد رستم شهزادی در ترجمه ی هات بیست و نهم یا همان سروده ی دوم گاتها ، بند اول چنین می گویند که گئوش اوروان به اهورامزدا اعتراض کرد که همه ی وجود مرا خشم و کینه فرا گرفته است. برای من یاور و نجات دهنده ی قرار بده. اهورامزدا در مقام تعیین یار و منجی برای وی، از اشا پرسش می کند که ای اشا چه کسی را در نظر داری تا پشتیبان گئوش اوروان (روان گاو) باشد؟ اشا نیز پاسخ می دهد که من چنین کسی را نمی شناسم. و در ادامه نیز امشاسپند اشا به اهورامزدا می گوید: «اراده ی تو به هر که تعلق گیرد بدان خرسندم.» در بند هفتم این هات، در ادامه ی گفتگوی بین اهورامزدا و امشاسپند اشا، اهورامزدا از وهومن نیز همین سؤال را می پرسد. وهومن نیز پاسخ می دهد که زرتشت یگانه کسی است که می تواند این مسئولیت را بر عهده بگیرد. روشن است که اشا نسبت به وجود و توانایی زرتشت ناآگاه بود. اما وهومن آگاه بود و به پرسش اهورامزدا پاسخ داد. پس تا اینجا روشن است که امشاسپندِ اشا به جهل و نداستن خود اقرار می کند و از طرفی خود را مقهور اراده ی اهورامزدا می داند. حال آیا درست است که بپنداریم، جهل و نادانی در میان صفات اهورامزدا و عین ذات اوست؟! گذشته از اینکه آگاهی امشاسپندِ وهومن به یک مسئله و جهل امشاسپندِ اشا به همان مسئله نشان می دهد که این ها عین وجود یکدیگر نیستند. [۲۴] همین مسئله عیناً و دقیقاً در ترجمه موبد فیروز آذرگشسب نیز وجود دارد. [۲۵] همچنین دینشاه جی ایرانی ( D. J. Irani ) از پژوهشگران پارسی (زرتشتی) هندوستان. [۲۶]

۱۳. بنا بر ترجمه پروفسور پرودز اکتور شروو ( prods oktor skjaervo ) استاد دانشگاه هاروارد ایالات متحده، در رشته ی زبان های باستانی ایرانی، در هات بیست و نهم گاتها، پاره ی یکم آمده است : «به نزد شما ای خدایان، نـَفـَسِ روح گاو ماده شکایت می‌کند که برای چه کسی کالبد مرا شکل دادی؟» که ایشان واژه Xshmaibya را به معنای واقعی آن و به صورت « به شما » ترجمه نمودند و این ضمیر را به اهورامزدا و امشاسپندان نسبت داده اند و در نهایت بر اساس همین استدلال از ترجمه ی « شما ای خدایان » بهره برد. یعنی اهورامزدا و امشاسپندان در کنار هم « خدایان » هستند نه « خدا » و همین استدلال و ترجمه در بند یازدهم از هات بیست و نهم : « نظم کیهانی و فرمان و پندار نیک کجا هستند؟ مرا به یاد آورید، ای مزدا، ای خدایان! با علم غیب مرا بپذیرید.» [۲۷]

روشن است که امشاسپندان اگر صفت اهورامزدا باشند، خارج از ذات او هستند. نه عین ذات او. در نتیجه کمال مطلق اهورامزدا نفی می شود. و ضعف و نقص در ذات او وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

پی‌نوشت :

[۱]. نهج البلاغه علی بن ابی طالب ، خطبه یکم ، به ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی

[۲]. ابوجعفر محمد بن یعقوب الكلينى ، الكافی ، دار الكتب الإسلامية تهران ، ۱۳۶۵ ، ج ۱ ص ۱۰۷

[۳]. گاتها، پژوهش موبد فیروز آذرگشسب، انتشارات فروهر ، تهران , چاپ دوم ۱۳۷۹ ، صفحه ۱۳

[۴]. موبد کوروش نیکنام ، مقاله اسفندگان، بزرگداشت مادران

[۵] موبد کوروش نیکنام ؛ فرهنگ نام های اوستایی و پهلوی ؛ ذیل واژه فروزه

[۶]. لغت نامه دهخدا ، ذیل واژه فروزه

[۷]. موبد کامران جمشیدی ، پیام پاك زرتشت ، انتشارات کانون زرتشتیان ، چاپ سوم ۲۰۰۷ میلادی ،  صفحه ۱۷

[۸]. دکتر منوچهر منوچهرپور ، عنوان کتاب : بدانیم و سربلند باشیم

[۹]. ساسانفر آبتین ، گاتها سروده های آسمانی زرتشت ، انتشارات بهجت ، تهران ، چاپ اول ، صفحه ۵۹

[۱۰]. جهانگیر اوشیدری ؛ دانشنامه ی مزدیسنا ، تهران، نشر مرکز ، چاپ پنجم ، ص ۱۲۳

[۱۱]. گاتها ، ترجمه موبد رستم شهزادی ، هات ۴۳ بند ۱۰

[۱۲]. گاتها ، ترجمه دکتر جعفری ، هات ۵۱ بند ۲

[۱۳]. پروفسور عباس شوشتری مهرین، گاتها سروده های زرتشت ، انتشارات فروهر ، چاپ دوم ، ص ۷۹،

[۱۴]. همــان ، صفحه ۱۲۸

[۱۵]. همان ، صفحه ۱۸۷ – ۱۸۸

[۱۶]. همان ، صفحه ۲۰۳

[۱۷]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ،  چاپ اول ، صفحه ۱۹۵

[۱۸]. همان ، صفحه ۱۹۹

[۱۹]. همان ، صفحه ۴۶۰

[۲۰]. اوستا ، ترجمه ی دکتر دوستخواه , انتشارات مروارید ، تهران ، چاپ شانزدهم ، جلد ۱ صفحه ۴۶۷

[۲۱]. همان ، جلد ۱ صفحه ۲۷۸

[۲۲]. همان ، جلد ۱ صفحه ۴۷۱

[۲۳]. ارداویرافنامه ( ارتاک ویراز نامگ ) پاره ی ۱۱ ، به قلم رشید یاسمی

[۲۴]. گاتها ، ترجمه موبد رستم شهزادی ، هات ۲۹ ( سروده دوم گاتها ) ، بند ۱ – ۸

[۲۵]. گاتها , ترجمه موبد فیروز آذرگشسب , انتشارات فروهر ، تهران , چاپ دوم ، هات ، صفحه ۲۱ – ۳۲ – ۳۳

[۲۶]. گاتها ، به ترجمه دینشاه جی ایرانی :  By D. J. Irani , The Gathas The Hymns of Zarathushtra , 29 : 1 – 8

[۲۷]. گاتها ، ترجمه پروفسور پرودز اکتور شروو ؛ برگردان به فارسی : بابک صالحیان و رضا مرادی غیاث آبادی ، هات ۲۹ پاره ۱ و ۱۱

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن